به وجود آمده اند.در حقیقت،حتی در افراطی ترین گرایشهای آوانگارد،معماری هرگز از هیچ به وجود نیامده است.وانگهی هیچ اثری هرگز پایان نمی یابد.مگر به دلیل ضرورت تحویل کار.پس از آن هم ایده ها به صورت غیر مستقیم در پروژه های بعدی تداوم می یابند.ایده ها و فرمها در حقیقت حکم آستانه را دارند و لحظه ثبت شده عبور ا ز یک مرحله به مرحله دیگر هستند.در تبدیل ایده به فرم،چنانچه منبع ایده،مانند مثالهای بالا،واقعیتی موجود باشد،توصیفی بودن بزرگترین خطر است.
داریو فو،بازیگر ایتالیایی و برنده جایزه نوبل در درسهای بازیگری همواره تاکید داشت که کار بازیگر نباید توصیفی( اکسپرسیو) باشد. توصیفی بودن در بازیگری برای مثال به این معنی است که هنرمندی که قرار است نقش شیر را در نمایش ایفا کند،پوست شیر بپوشد و روی زمین چهار دست و پا حرکت کند.بازیگر ماهر با حرکاتی بسیار ظریف می تواند به نتیجه ای بسیار قوی تر و موثر در ایفای نقش شیر برسد.درمعماری نیز،برای مثال، الهام گرفتن از پوست حلزون به معنی تقلید از پوست حلزون نیست،بلکه درک ویژگی و خاصیتی است که در پوست حلزون مشاهده شده است.همانگونه که در داروسازی عامل موثر را در مواد طبیعی شناسایی و استخراج می کنند.در معماری نیز،در فرایند طراحی،مسئله اصلی،شناسایی مشخصه های اصلی پدیده هایی است که به دلایلی نظر ما را جلب کرده اند.این بحثی عمیق و ساختاری است که در ارتباط با موضوع خاص هر پروژه شکلی جدید به خود می گیرد.
در پروژه استادیوم راونا، اثر رنتسو پیانو، سازهء سقف، پوسته ای است با الهام از پوسته صدف.
پوسته صدف به خاطر استفاده از ویژگیهای سازه ای آن مورد توجه قرار گرفته است،ولی در مجموعه پدر پیو از فرم پوسته حلزون به خاطر سازماندهی فضایی خاص آن(فضایی پیوسته بدون امکان دید کل فضا از نقطه ای خاص)استفاده شده است.منابع ایده، همه جا،از اندیشه ها و باورهای مختلف گرفته تا در میان اشیاء روزمره زندگی،در طبیعت و خصوصاً در برنامه و در محیط سایت پروژه وجود دارند،ولی قابلیتهای شکل زایی ،مانند آبی که از دریاچه ای به صورت بخار بلند می شود تا در جایی دیگر سرزمین خشکی را آباد کند، در طراحی از اصل خود جدا می شوند تا در قالبی جدید متبلور شوند.
راجع به قابلیت شکل زایی صحبت شد و حالا تلاش می کنم بهتر توضیح دهم.
نخست اینکه قابلیت و توانایی شکل زایی،چنانکه دیدیم، هم به منبع ایده مربوط است و هم به ذهنیت طراح.کشف قابلیت شکل زایی و استفاده از آن به معنی تحلیل و خلاصه کردن مسائل تا حد تقلیل آنها به ایده و سپس بازسازی فرایند تبدیل ایده به فرم بر اساس قانونمندی های نوینی است که از مشخصات پروژه حاصل شده است.برای مثال در پروژه سالن همایش نارا،اثر بهرام شیردل،منبع یکی از ایده های مهم پروژه، معبدی بودایی است.قرارگیری مجسمه عظیم بودا درون یک ساختمان چوبی شیروانی دار سنتی،بدون این که بین ظرف و مظروف رابطه ای هارمونیک و فضایی وجود داشته باشد و فضای خاص حادث(که حجم معبد منهای حجم مجسمه است)، ایده های پنهان شده این ساختمان تاریخی از نظر طراح پروژه هستند.طبیعی است که "ایده" فقط محصول ذهن طراح است و پدیده موجود در این میان،نقش کاتالیزور را ایفا می کنند.علت چنین برداشتی از معبد بودایی توجه ویژه ای است که شیردل به مسئله سازماندهی فضایی در پروژه هایش داشته است.در هر حال، مسئله قراردادن یک حجم در حجمی دیگر به گونه ای که فضای باقی مانده محل تحقق پذیرفتن کاربری های پروژه باشد و بین حجم کلی و حجم درونی هیچگونه رابطه هارمونیک شکلی وجود نداشته باشد،در پروژه شیردل، به طرح ساختمانی با هندسه ای پیچیده تبدیل شده است.
