3- سومین مشکل،همانا سلیقه ای برخورد کردن اساتید با این قضیه است.بسیاری از اساتید متاسفانه دوست دارند تا نظریات زیباشناختی خود را که بیشتر فردی و سلیقه ای است به دانشجو تحمیل کنند و در این میان گاهی به جای آموزش، زمانی به اصطکاک بین دانشجو و استاد می گذرد که در این میان معمولاً قربانی اصلی ،شخص دانشجو است.بسیاری از همکاران عزیز باید بدانند که وظیفه اصلی ما هدایت دانشجو در یک روند درست طراحی است و ما باید بیشترین همت خود را در جهت آموزش اصول طراحی فضا و یا بهتر بگویم یک طراحی اصولی و درست سوژه پروژه بگذاریم.این در حالی است که بعضی از اساتید محترم به جای توجه به این نکات، زمان خود را در جهت این که فرم فلان کج باشد یا راست! صرف می کنند و در پایان تنها چیزی که دانشجو یاد نمی گیرد همانا طراحی درست بنا واصول صحیح طراحی و نیز روند کامل یک طراحی معماری است.خوشبختانه اینجانب با توجه به همین مسائل، تلاش می کنم تا حدالمقدور کمترین دخالتی در سلیقه های دانشجویانم نداشته باشم و آنها را در مسیری که برای استراتژی طراحی خود انتخاب کرده اند و نیز نوع فرم دلخواهشان آزاد بگذارم و آنها را در همان مسیر خودشان کمک نمایم.
4- مشکل بعدی که در دانشکده های ما و دروس رشته معماری ما کاملاً نادیده گرفته شده است، بحث ارتباط اصولی بین درسهاست.دانشجوی معماری نمی داند که چرا باید تنظیم شرایط محیطی و یا ایستایی بخواند و اصلاً درس عناصر و جزئیات معماری به چه کار او می آید.مهمترین درس برای او همان درس 5 واحدی طراحی معماری است و بقیه فقط باید پاس! شوند!!این بی ارتباطی دروس تنها به دانشجو و سیستم آموزشی ما لطمه می زند و باعث می شود تا دانشجویان ما یه یک معنا بی سواد بار بیایند. این در حالیست که سیستم آموزشی دانشکده های معماری کشورهای اسکاندیناوی، این مسئله را به راحتی حل کرده است. در آنجا، درس طراحی معماری در هر ترم به عنوان درس محوری تعریف شده و دروس دیگر، همچون تنطیم شرایط محیطی، طراحی فنی، ایستایی و عناصر و جزئیات به عنوان دروس اقماری معرفی می گردند.کار بدین صورت است که دانشجویان مربوطه، پس از گذراندن جلسه مربوط به طراحی معماری، مثلاً به کلاس تنظیم شرایط محیطی می روند و در آنجا روی همان پروژه مورد نظر در درس طراحی معماری( مثل خانه، موزه،بیمارستان یا هرچیز دیگر) کار می شود تا پروژه مورد نظر از نظر اقلیمی مناسب گردد.سپس به کلاس ایستایی می روند و در آنجا دوباره روی همان پروژه درس طراحی معماری کار می شود و سیستمهای سازه ای متناسب با طرح مزبور به دانشجو معرفی می گردند و در درس طراحی فنی، این بار روی فاز 2 پروژه مزبور کار می شود.بدیهی است که اطلاعات و مهارت و معلومات یک دانشجوی اسکاندیناوی همچون دانمارکی یا سوئدی یا نروژی تا چه اندازه یا یک دانشجوی ایرانی متفاوت خواهد بود.امروزه خوشبختانه دانشکده معماری دانشگاه آزاد واحد دوبی در این قضیه پیشگام شده و تلاش کرده است تا سیستمی شبیه با سیستم آموزش معماری اسکاندیناوی را پیاده سازد.برای این دانشکده به ویژه استاد خوبم جناب آقای دکتر وحید قبادیان که در حال حاضر ریاست دانشکده را بر عهده دارند، نهایت موفقیت را آرزومندم.
ادامه دارد
