در نهایت شوربختی، خبر درگذشت ناگهانی پدر و مادر و آسیب دیدگی شدید خواهر یکی از دانشجویانم در دانشگاه آزاد قزوین به نام آقای حمید اسلامی، به من رسید. این رویداد ناگوار و تلخ را به آقای حمید اسلامی تسلیت گفته و با ایشان هم دردی کرده و برای ایشان از خدای بزرگ شکیبایی و بردباری و برای پدر و مادر گرامی شان، آرامش جاودانی در این سفر ابدی را آرزومندم.همچنین امیدوارم که خواهر گرامی شان هر چه زودتر تندرستی خویش را باز یابد.
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 22:29  توسط شهرام سنجابی
|
هنگامی که صحبت از طراحی معماری به میان می آید،هزاران مقوله و مشکل از زمین شناسی ساختمان تا جامعه شناسی و روانشناسی مطرح می شوند.در عمل توجه به همه عوامل و مسائل به معنی عدم توجه به تک تک آنها است.در نظرگرفتن همه عوامل و مسائل به معنی عدم توجه به تک تک آنهاست. در نظر گرفتن کلیه عوامل و بررسی آنها مهم است ولی به اصطلاح در " هنگام خط کشیدن" فقط مسائل محدودی، ذهن ما را به خود مشغول می کند. د رمورد معماری نیز ، برای مثال ،اقلیم مسئله ای مهم است و حداقل در اکثر گزارشهای پایان نامه های دانشگاهی،مبحثی به اقلیم اختصاص یافته است،ولی اگر اقلیم، قرار باشد، در نهایت به حل مسئله گرما و سرما در ساختمان ، از طریق نصب تعداد کمتر یا بیشتری فن کوئل بیانجامد، می توان گفت که اقلیم در طراحی اولیه نقشی ندارد.اگر برعکس اقلیم قرار است همانند نمونه های برجسته بادگیرهای یزد، " شکل زا" بشود و به راه حل معمارانه و فضایی ختم شود، پس اقلیم نیز مهم است.حقیقت اینجاست که طراحی به " قطعیت" در پیش فرضها نیاز دارد و امروزه ثابت شده است که افزایش اطلاعات با درجه قطعیت نسبت معکوس دارند. برای مثال در برنامه ریزی اقتصادی در دست داشتن میلیونها داده جزئی در مورد شرایط اقتصادی هرگز جایگزین چند شاخص مهم نظیر تورم ، تولید ناخالص ملی، درآمد سرانه و ... نمی شود. شرط دوم تبدیل ایده به فرم، که قبلاً به آن اشاره کردیم، دانش و مهارت طراح در این رابطه است.منظورم از دانش، اطلاعات طراح از تکنیکهای خلاقیت، تکنیکهای ترکیب و مقوله هایی از این قبیل است که هر فرد می تواند از طریق مطالعه بیاموزد.مسئله مهارت پیچیده تر است و به تربیت ذوق، سلیقه و کسب تدریجی توانایی در به کارگیری فرمها مربوط می شود.در حقیقت مسئله اینجاست که هیچ فردی قادر نیست تصمیم بگیرد و برای مثال، برای اولین بار،پروژه ای را به تقلید از سبکی طراحی کند.چنین کاری مهارتی می خواهد که تنها از طریق پشتکار و البته استعداد فردی حاصل می شود، زیرا فرم پیش از آنکه به صورت در و دیوار و سقف در آید، یک استراتژی است و استراتژی مسئله ای بسیار شخصی است.خانواده فرمهای مورد استفاده فرانک گهری، با خانواده فرمهای مورد استفاده نورمن فاستر متفاوت است.حالا پروژه ها و ایده های آن هر چه می خواهد باشد.تجربه زیبایی شناختی از همین حاصل می شود.استفاده از خانواده خاصی از فرمها یا به کارگیری شیوه های ویژه ترکیب و تکمیل فرمها به مهارت نیاز دارد.مثالی می زنم،چنانچه خواسته باشیم از فراکتال ها در طراحی استفاده کنیم،ضروروی است قابلیتهای شکلی فراکتال ها را کاملاً تجربه کرده باشیم.کسب چنین مهارتی در بسیاری از موارد در خارج از محدوده پروژه های دفتری صورت می پذیرد.نقاشی های لوکوربوزیه برای او ، میدانی برای تجربه و کسب مهارت در زمینه ترکیب سطوح و احجام خالص انتزاعی در معماری بودند.برای ژان پرووه فرم از عمل ساختن، جدا نبود. او در کنار کار طراحی به ساختن و تجربه کردن اجزای صنعتی ساختمان و اسکلتهای نوین می پرداخت.تجارب فرمال و زیبایی شناختی عموماً عمری طولانی تر نسبت به تک پروژه ها دارند و بعضی از مواقع ، مانند مورد ریچارد مایر، کل آثار یک طراح را تحت شعاع قرار می دهند.معماران سبک ساز عموماً از یک خانواده مشخص فرم و ترکیب استفاده می کنند.امروزه صحبت از سبک ، از آنجایی که به معنی محدودیت در سر راه خلاقیت جلوه می کند، مسخره به نظر برسد، ولی حقیقا این است که بدون محدودیت ،خلاقیت و ایجاد فرم هیچ معنایی ندارد.مدرنیسم که با هدف از بین بردن قیود قدیمی پا به میدان گذاشت، خود قیود جدیدی از قبیل تقلیل طراحی معماری به ترکیب سطوح و احجام، اجتناب از عناصر تاریخی، اجتناب از رنگهای متنوع و ... به همراه آورد. معماری آوانگارد نیز امروزه فقط در ظاهر آزاد تر است و در واقع، با هدف ارتقای معماری به سطوح علوم و هنرهای فیگوراتیو، خود را به فرمهای پیچیده و مجرد با تاثیرات گرافیکی و تندیس گرایانه محدود کرده است.وابسته کردن زیبایی شناختی به معنا و جایگزین کردن حس شگفتی و تحسین( ارزشهای معنایی) به جای حسهای قدیمی زیبایی، رفاه، لذت و آسایش از دیگر محدودیتهای این معماری است.پیدایش و مرگ سبک ها در معماری به " محدودیتهای فرمال" و قابلیتها و ظرفیت زمینه های محدود زیبایی شناختی در حل مسائل عملی وابسته است.تعیین محدودیت در طراحی به معنی جهت دار کردن عمل خلاقیت و تسهیا دستیابی به شرایط ضروری وجود قطعیت است و به همین جهت در تبدیل ایده به فرم تعیین چهارچوبی مشخص بسیار اهمیت دارد.
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 22:28  توسط شهرام سنجابی
|