تبليغاتX
آموزش معماری و شهرسازی و مرمت

آموزش معماری و شهرسازی و مرمت

فارسی و ایتالیایی و آذری

همان قدر که در معماری داشتن ایده مهم است، گذر از مرحله ایده به فرم نیز اهمیت دارد.ایده ها مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرایند تولید، پالایش و تلفیق ایده های خرد و کلان برای رسیدن به ساختاری منسجم.در معماری به معنی خاص آن، ساختن ایده مهم تر از ساختن بناست.اگر چه داشتن ایده های مناسب و بدیع معمارانه، ضروری است، به کارگیری صحیح و خلاقانه ایده ها، اساسی ترین بخش معماری است.در فرآیند تبدیل ایده به فرم است که مهم ترین بخش از ارزشهای کیفی آثار برجسته تثبیت می شود.تولید ایده ای ناب و سپس یافتن فرمی مناسب برای آن بیشتر متعلق به عصر ماست.سرعت تحول مسائل فرهنگی و پیدایش نیازهای جدید انسانی معماران را وادار کرده است مرتباً به بازنگری مبانی معماری و ایده های اصلی آن بپردازند.به همین جهت پیشرفت معماری، حتی در مقاطعی کوتاه، نه از طریق تکمیل تدریجی یک گونه شناسی مشخص بلکه از طریق جایگزین کردن مفاهیم فضایی موجود با مفاهیمی جدید صورت پذیرفته است.درحالیکه معماری گذشته با تلفیق، تطبیق و تکمیل ایده های فضایی مشخصی که فرم و مصداقهای عینی آن، نظیر هشتی و ایوان، حیاط و پنج دری ، از قبل موجود بود( که خود این فرمها و فضاها برگرفته و برخاسته از مفاهیم وایده ها و باورهای بسیار کهن و اصیل ایرانی بودند)،سرو کار داشت. معماری امروز به همین جهت،بیشتر از گذشته به جوهر معماری،فضا، فرم ، نور و رنگ توجه دارد.

طراحی معماری نیز در این شرایط ازایده هایی مجرد آغاز می شود و سپس به طرح فضاهای عینی زندگی می انجامد.عبور از مقوله ای ذهنی و مجرد به پدیده ای عینی ، مانند تبدیل آب به بخار،لحظه ای جادویی است.این مرحله به ویژه در آغاز طراحی که مسئله تبدیل ایده های اصلی و محوری پروژه به ساختاری دارای شکل مطرح است،بسیار حساس و مطرح کننده است.ایده های مکمل بعدی که تا مرحله تعیین جزئیات فنی و تزئینی بنا رفته رفته شکل می گیرند، این امکان را می یابند که از تجربه شکل های حاصل شده یا از تجربیات قبلی طراحی سود ببرند.

اگر دقت کنیم ، می بینیم ک اغلب آثار مهم دوره معاصر بر اساس یک یا تعدادی محدود ایده قوی و بارز به وجود آمده اند.یعنی اگر طراحی، با روش متداولتر در میان اساتید برجسته معماری ، با حرکت از کل به جزء صورت پذیرفته ، در آغاز چند ایده محوری وجود داشته اند که بر اساس آنها سازماندهی فضایی یا نظم شکلی ساختمان به طور کلی تعیین شده و سپس مراحل متعدد توسعه و پالایش فرم تا رسیدن به شکل نهایی صورت پذیرفته است و اگر بر عکس، طراحی از جزء به سوی کل حرکت کرده، ابتدا تلاش برای کنار هم قرار دادن فضاها و کاربری ها،قابلیتهای درونی به وحدت رسیدن پروژه را از طریق تجمیع و خلاصه کردن ایده های مختلف آشکار کرده وسپس ایده های محوری مورد نظر به عنوان نتایج طراحی مقدماتی رفته رفته شفاف تر شده اند.تبدیل ایده به فرم که در طراحی نوع اول، یعنی حرکت از کل به جزء، اهمیت بیشتری دارد، در گرو دو شرط  اصلی است؛شرط نخست،قابلیت و توانایی "شکل زایی" ایده های نخستین است و شرط دوم مهارت و دانش طراح در رابطه با تبدیل ایده به فرم.

در مورد شرط نخست باید گفت همان قدر که در معماری داشتن ایده های قوی اولیه مهم هستند.ضروری است که این ایده ها درست هم باشند.اما مشکل اینجاست که درست بودن ایده مقوله ای نیست که خارج از بحث معماری موجودیتی مستقل داشته باشد.منظورم این است که تا کنون با ایده های بسیار خوب و متعالی، ا زنوع احیای هویت تاریخی و ملاحظات زیست محیطی و غیره، بدترین آثار معماری ایجاد شده اند و گاه آثاری بسیار برجسته،در آغاز، از ایده هایی ساده به وجود آمده اند.فرم برج ایفل مطلوبترین فرم اسکلتی فلزی است که وظیفه آن مقاومت در مقابل وزن خود و نیروی باد بوده است.ارتباط سقف اپرای سیدنی با برشهای پرتقالی و سقف کلیسای رونشان با پوسته خرچنگ نیز مثالهای آشکاری در تایید این نظریه هستند.نکته مهم در تبدیل ایده به فرم، چنانکه گفتیم،قابلیت شکل زایی ایده است و البته این قابلیت چیزی نیست که به خودی خود وجود داشته باشد،بلکه این یک ذهن آفریننده است که ورای ظاهر پیش افتاده یا گنگ مسائل مورد مطالعه و پدیده های روزمره می تواند قابلیتهای شکل زایی را شناسایی کند.     

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 21:16  توسط شهرام سنجابی  | 

 

5- و به باور من، پنجمین و آخرین و بدترین مشکل کلاسهای طراحی معماری در دانشکده های ایران،فضا و زمان این کلاسهاست.زمان این کلاسها بسیار اندک است.تنها 10 ساعت در هفته و بسیاری از کلاسها شلوغ و پرتجمع و البته بی ثمر.چند روز پیش از یکی از همکارانم که طرح 3 را در این ترم تدریس می کند، پرسیدم چند دانشجو دارد و وی پاسخ داد:50 نفر!!؟راستش برای من کمی عجیب بود و برای همین با شگفتی پرسیدم که چگونه  کار بچه ها را کرکسیون می کند و او با لبخندی شانه هایش را بالا انداخت!!!

این فقط یک طرف قضیه است و طرف دیگر زمان اندک و البته بی فایده این کلاسهاست.

بدبختانه روند درس طراحی معماری ما به گونه ای است که  دو سه جلسه اول را استاد به معرفی پروژه و یا سایت می پردازد و بسته به بضاعت و سواد خویش، تلاش می کند تا نکاتی را درباره روند طراحی و یا مبانی نظری آن به دانشجویانش تحویل دهد.پس از تحویل سایت و برنامه خواسته شده، طراحی آغاز میگردد.چگونه؟ به راحتی!! دانشجویان به خوبی و خوشی و بدون هیچ کاری، هفته را طی می کنند و شب پیش از کلاس یادشان می افتد که فردا باید به کلاس طراحی معماری بروند.پس هر کس به فراخور خویش، روی پوستی، کاغذ سفید و یا لپ تاپ( که به تازگی مد شده است)، خط هایی را می کشند و فردا با خود به کلاس می آورند.استاد به ترتیب نام آنان را می خواند و دانشجو پوستی خودش را باز می کند و با توجه به اینکه در دانشکده آموخته که یک خط بکشد و ساعتی برای آن فلسفه بافی کند،برای استادش آسمان و ریسمان را می بافد.استاد هم با پس و پیش کردن و خطوط ، یک تیک جلوی اسم دانشجو می گذارد(یعنی این که کارکرده!! و کرکسیون کرده است!!!) و نام دانشجوی بعدی را می خواند.دانشجو هم با ذوق زدگی وسایلش را جمع می کند و می گوید: خیلی ممنون استاد! با اجازه استاد! خداحافظ استاد!!!

البته بقیه دانشجویان هم بیکار نیستند و دور استاد جمع شده اند و تماشا می کنند!! یکی دو تا هم دانشجو پیدا می شوند که پشت سر بچه ها نشسته و برای خودشان گپ می زنند.فکر می کنید که این روند، یعنی از آغاز کرکسیون دانشجو تا "خداحافظ استاد" گفتن او، چند دقیقه طول می کشد؟در بهترین حالت ممکن نیم ساعت، بله فقط نیم ساعت.در واقع به جای 10 ساعت، دانشجو نیم ساعت آموزش می بیند.البته خوشبختانه من این روند شوم را شکسته ام و کلاسهای طراحی خود را به گونه ای پیش می برم که دانشجویان در تمامی 10 ساعت حضور داشته و در کلاس کار بکنند، ولی همگی می دانیم که روال بیشتر کلاسهای طراحی معماری بدین گونه می گذرد.البته بعضی دانشجو یان هم زحمت می کشند و با خود آن یک پوستی را هم نمی آورند و فقط یک خودکار و یک سررسید با خود حمل می کنند و با آوردن بهانه هایی ،از آوردن کار شانه خالی می کنند.

به باور شما، سرانجام چنین آموزشی چیست؟

پاسخ به این پرسش بسیار روشن است: انبوه فارغ التحصیلان بی هنر و بی سواد و شهرهای زشتی که به وسیله همین به اصطلاح مهندسان، طراحی و ساخته می شوند.

دیگر درک این مسئله دشوار نیست که چرا سالهاست دیگر کارهایی همچون موزه هنرهای معاصر یا تئاتر شهر تهران، تکرار نمی گردند و در هنگام مسابقات معماری نیز، بیشتر طرح های تکراری که کپی ناقصی از مدل غربی آن می باشد،ارائه می گردند؟

دیگر نباید انتظار خلاقیت و نو آوری داشت.چه خلاقیتی؟!!؟نو آوری پیشکش!!اگر طراحی درست هم انجام شود، باید خدای بزرگ را هزاران بار سپاس گفت.

به باور من حتی 10 ساعت هم  برای کلاسهای طراحی معماری اندک است و انجام تمرینهای مربوط به درس طراحی معماری ، آن هم در خانه و بدون حضور استاد و راهنما،امری غلط و محال است.این دیگر مثل روز روشن است و تجربه ده ها سال آموزش معماری پس از حذف سیستم آتلیه ای در ایران، به ویژه در 15 سال اخیر باید این موضوع را روشن کرده باشد.

پس چه باید کرد؟

اگر نخواهیم که سیستم آتلیه ای را به هر دلیل احیاء نماییم، میتوانیم به راه حلی برسیم که موجبات پیشرفت شگرف طراحی معماری در میهنمان را فراهم آورد.آن هم تبدیل شدن کلاسهای 10 ساعته طراحی معماری به کارگاهی 5 روزه و 20 ساعته در طول هفته را فراهم آورد.

کار بدین صورت است که دانشچویان در هر ترم یک کارگاه طراحی را با یک موضوع خاص(مسکونی،فرهنگی و...) را می گذرانند و هر هفته از  شنبه تا چهار شنبه را از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر را در کارگاه گذرانده و با راهنمایی 1 الی 3 استاد، موضوع پروژه را در همان آتلیه انجام داده و پس از ساعت  12  و جمع آوری کارهایش به ناهار و استراحت رفته و ساعت 1 الی 5 بعد از ظهر، کلاسها و دروس تئوری خود را می گذرانند.

هر دانشجو میز خود را باید داشته باشد و اساتید کرکسیون های مربوطه را در سر میز همان دانشجو انجام می دهند( درست مثل آتلیه یک دفتر یا مشاور معماری).این امر غریبی نیست.همگی می دانیم که سیستم آموزش دندانپزشکی نیز به این صورت است.منتها آنها به جای کارگاه، واژه بخش را به کار می برند.معمولاً در هر ترم ،هر دانشجوی دندانپزشکی( که مجوز ورود به بخش را دریافت کرده)، باید یک یا دو بخش را بگذراند.هر بخش با توجه به موضوع کار خود،به نامهایی چون بخش اندو، ترمیم،تشخیص،اُرتو(مخفف ارتو دنسی)،پریو و پروتز و... نامگذاری می گردد و در هر بخش دو الی سه استاد، دانشجویان را هدایت می کنند و هر دانشجو با یک مریض در روی یونیت مخصوص به خودش کار می کند و در زمان های مورد نیاز، خود استاد بخش، کنار یونیت نشسته و کار دانشجو را پیش می برد.فضای حاکم بر بخش بسیار جدی و سنگین است و کوچکترین اشتباه از سوی دانشجو می تواند منجر به کسر نمره یا حذف بخش گردد.با چنین آموزشی است که دانشجویان مربوطه می توانند به راحتی در سال پایانی دانشگاه در درمانگاه های مختلف مشغول به کار شده و از عهده وظایف خود برآیند.آموزش در تمام طول هفته از شنبه تا چهارشنبه ادامه دارد و معمولاً غیبت حتی در یک جلسه، منجر به حذف دانشجو از بخش گردد.این وضعیت را مقایسه کنید با آتلیه های ولنگار امروزی ما که به اسم اینکه یک آتلیه هنری است، هر کس هرکاری بخواهد انجام می دهد و در صورتیکه استاد مربوطه بخواهد سختگیری نماید، شمر بن ذی الجوشن می شود!!در حالیکه هنوز هم نسل گذشته ما با ترس و احتیاط از آتلیه های سیحون*** سخن می گویند و هنوز هم پرستیژ و وقار و سخت کوشی و انضباط آن آتلیه ها نقل محافل معماری نسل های گذشته ماست و حتی به نقل از آقای رحمانی( مسئول آرشیو دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران که در سال 1383 بازنشسته شدند و هرجا که هستند برایشان آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم)، هوشنگ سیحون می گفت: دانشجوی معماری حق ندارد به غیر از سه جا، در مکان دیگری حضور داشته باشد.نخست آتلیه، دیگری کتابخانه و سوم خوابگاه.حتی دانشجویان ، سه راهی مقابل دانشکده هنرهای زیبا را به علت اینکه عطااله امیدوار جرات کرده بود تا در آنجا روی جدول سنگی بنشیند را، سه راهی امیدوار نام گذاری کرده بودند!!!

 

* از آنجا که بسیاری از اساتید و بنیان گذاران دانشکده هنرهای زیبای تهران یا فرانسوی یودند( همچون آندره گدار و ماکسیم سیرو) و یا دانش آموخته بوزار فرانسه(همچون هوشنگ سیحون)، بسیاری از اصطلاحات رشته معماری در ایران فرانسوی است.مانند کرکسیون، شارت، ژوژمان و ....کرکسیون همان کارکشن انگلیسی هاست و به معنی اصلاح کردن و تصحیح به کار می رود.

** به امید خدا، اگر فرصت نمایم، به زودی مطالبی را در مورد کانسپت و تبدیل ایده به فرم در همین وبلاگ خواهم آورد.

*** این مطالب به معنی تایید کامل سیستم دانشکده هنرهای زیبای تهران و شخص سیحون نمی باشد.از اتفاق بسیاری از مشکلات ما چه در زمینه آموزش و چه در زمینه حرفه ای، به نوعی میراث دانشکده هنرهای زیبا و شخص هوشنگ سیحون می باشد که در زمان خود به آنها خواهم پرداخت و تنها چیزی که در اینجا مورد نظر است، همانا نظم حاکم بر دانشکده هنرهای زیبای دوران سیحون می باشد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 16:37  توسط شهرام سنجابی  |