5- و به باور من، پنجمین و آخرین و بدترین مشکل کلاسهای طراحی معماری در دانشکده های ایران،فضا و زمان این کلاسهاست.زمان این کلاسها بسیار اندک است.تنها 10 ساعت در هفته و بسیاری از کلاسها شلوغ و پرتجمع و البته بی ثمر.چند روز پیش از یکی از همکارانم که طرح 3 را در این ترم تدریس می کند، پرسیدم چند دانشجو دارد و وی پاسخ داد:50 نفر!!؟راستش برای من کمی عجیب بود و برای همین با شگفتی پرسیدم که چگونه کار بچه ها را کرکسیون می کند و او با لبخندی شانه هایش را بالا انداخت!!!
این فقط یک طرف قضیه است و طرف دیگر زمان اندک و البته بی فایده این کلاسهاست.
بدبختانه روند درس طراحی معماری ما به گونه ای است که دو سه جلسه اول را استاد به معرفی پروژه و یا سایت می پردازد و بسته به بضاعت و سواد خویش، تلاش می کند تا نکاتی را درباره روند طراحی و یا مبانی نظری آن به دانشجویانش تحویل دهد.پس از تحویل سایت و برنامه خواسته شده، طراحی آغاز میگردد.چگونه؟ به راحتی!! دانشجویان به خوبی و خوشی و بدون هیچ کاری، هفته را طی می کنند و شب پیش از کلاس یادشان می افتد که فردا باید به کلاس طراحی معماری بروند.پس هر کس به فراخور خویش، روی پوستی، کاغذ سفید و یا لپ تاپ( که به تازگی مد شده است)، خط هایی را می کشند و فردا با خود به کلاس می آورند.استاد به ترتیب نام آنان را می خواند و دانشجو پوستی خودش را باز می کند و با توجه به اینکه در دانشکده آموخته که یک خط بکشد و ساعتی برای آن فلسفه بافی کند،برای استادش آسمان و ریسمان را می بافد.استاد هم با پس و پیش کردن و خطوط ، یک تیک جلوی اسم دانشجو می گذارد(یعنی این که کارکرده!! و کرکسیون کرده است!!!) و نام دانشجوی بعدی را می خواند.دانشجو هم با ذوق زدگی وسایلش را جمع می کند و می گوید: خیلی ممنون استاد! با اجازه استاد! خداحافظ استاد!!!
البته بقیه دانشجویان هم بیکار نیستند و دور استاد جمع شده اند و تماشا می کنند!! یکی دو تا هم دانشجو پیدا می شوند که پشت سر بچه ها نشسته و برای خودشان گپ می زنند.فکر می کنید که این روند، یعنی از آغاز کرکسیون دانشجو تا "خداحافظ استاد" گفتن او، چند دقیقه طول می کشد؟در بهترین حالت ممکن نیم ساعت، بله فقط نیم ساعت.در واقع به جای 10 ساعت، دانشجو نیم ساعت آموزش می بیند.البته خوشبختانه من این روند شوم را شکسته ام و کلاسهای طراحی خود را به گونه ای پیش می برم که دانشجویان در تمامی 10 ساعت حضور داشته و در کلاس کار بکنند، ولی همگی می دانیم که روال بیشتر کلاسهای طراحی معماری بدین گونه می گذرد.البته بعضی دانشجو یان هم زحمت می کشند و با خود آن یک پوستی را هم نمی آورند و فقط یک خودکار و یک سررسید با خود حمل می کنند و با آوردن بهانه هایی ،از آوردن کار شانه خالی می کنند.
به باور شما، سرانجام چنین آموزشی چیست؟
پاسخ به این پرسش بسیار روشن است: انبوه فارغ التحصیلان بی هنر و بی سواد و شهرهای زشتی که به وسیله همین به اصطلاح مهندسان، طراحی و ساخته می شوند.
دیگر درک این مسئله دشوار نیست که چرا سالهاست دیگر کارهایی همچون موزه هنرهای معاصر یا تئاتر شهر تهران، تکرار نمی گردند و در هنگام مسابقات معماری نیز، بیشتر طرح های تکراری که کپی ناقصی از مدل غربی آن می باشد،ارائه می گردند؟
دیگر نباید انتظار خلاقیت و نو آوری داشت.چه خلاقیتی؟!!؟نو آوری پیشکش!!اگر طراحی درست هم انجام شود، باید خدای بزرگ را هزاران بار سپاس گفت.
به باور من حتی 10 ساعت هم برای کلاسهای طراحی معماری اندک است و انجام تمرینهای مربوط به درس طراحی معماری ، آن هم در خانه و بدون حضور استاد و راهنما،امری غلط و محال است.این دیگر مثل روز روشن است و تجربه ده ها سال آموزش معماری پس از حذف سیستم آتلیه ای در ایران، به ویژه در 15 سال اخیر باید این موضوع را روشن کرده باشد.
پس چه باید کرد؟
اگر نخواهیم که سیستم آتلیه ای را به هر دلیل احیاء نماییم، میتوانیم به راه حلی برسیم که موجبات پیشرفت شگرف طراحی معماری در میهنمان را فراهم آورد.آن هم تبدیل شدن کلاسهای 10 ساعته طراحی معماری به کارگاهی 5 روزه و 20 ساعته در طول هفته را فراهم آورد.
کار بدین صورت است که دانشچویان در هر ترم یک کارگاه طراحی را با یک موضوع خاص(مسکونی،فرهنگی و...) را می گذرانند و هر هفته از شنبه تا چهار شنبه را از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر را در کارگاه گذرانده و با راهنمایی 1 الی 3 استاد، موضوع پروژه را در همان آتلیه انجام داده و پس از ساعت 12 و جمع آوری کارهایش به ناهار و استراحت رفته و ساعت 1 الی 5 بعد از ظهر، کلاسها و دروس تئوری خود را می گذرانند.
هر دانشجو میز خود را باید داشته باشد و اساتید کرکسیون های مربوطه را در سر میز همان دانشجو انجام می دهند( درست مثل آتلیه یک دفتر یا مشاور معماری).این امر غریبی نیست.همگی می دانیم که سیستم آموزش دندانپزشکی نیز به این صورت است.منتها آنها به جای کارگاه، واژه بخش را به کار می برند.معمولاً در هر ترم ،هر دانشجوی دندانپزشکی( که مجوز ورود به بخش را دریافت کرده)، باید یک یا دو بخش را بگذراند.هر بخش با توجه به موضوع کار خود،به نامهایی چون بخش اندو، ترمیم،تشخیص،اُرتو(مخفف ارتو دنسی)،پریو و پروتز و... نامگذاری می گردد و در هر بخش دو الی سه استاد، دانشجویان را هدایت می کنند و هر دانشجو با یک مریض در روی یونیت مخصوص به خودش کار می کند و در زمان های مورد نیاز، خود استاد بخش، کنار یونیت نشسته و کار دانشجو را پیش می برد.فضای حاکم بر بخش بسیار جدی و سنگین است و کوچکترین اشتباه از سوی دانشجو می تواند منجر به کسر نمره یا حذف بخش گردد.با چنین آموزشی است که دانشجویان مربوطه می توانند به راحتی در سال پایانی دانشگاه در درمانگاه های مختلف مشغول به کار شده و از عهده وظایف خود برآیند.آموزش در تمام طول هفته از شنبه تا چهارشنبه ادامه دارد و معمولاً غیبت حتی در یک جلسه، منجر به حذف دانشجو از بخش گردد.این وضعیت را مقایسه کنید با آتلیه های ولنگار امروزی ما که به اسم اینکه یک آتلیه هنری است، هر کس هرکاری بخواهد انجام می دهد و در صورتیکه استاد مربوطه بخواهد سختگیری نماید، شمر بن ذی الجوشن می شود!!در حالیکه هنوز هم نسل گذشته ما با ترس و احتیاط از آتلیه های سیحون*** سخن می گویند و هنوز هم پرستیژ و وقار و سخت کوشی و انضباط آن آتلیه ها نقل محافل معماری نسل های گذشته ماست و حتی به نقل از آقای رحمانی( مسئول آرشیو دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران که در سال 1383 بازنشسته شدند و هرجا که هستند برایشان آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم)، هوشنگ سیحون می گفت: دانشجوی معماری حق ندارد به غیر از سه جا، در مکان دیگری حضور داشته باشد.نخست آتلیه، دیگری کتابخانه و سوم خوابگاه.حتی دانشجویان ، سه راهی مقابل دانشکده هنرهای زیبا را به علت اینکه عطااله امیدوار جرات کرده بود تا در آنجا روی جدول سنگی بنشیند را، سه راهی امیدوار نام گذاری کرده بودند!!!
* از آنجا که بسیاری از اساتید و بنیان گذاران دانشکده هنرهای زیبای تهران یا فرانسوی یودند( همچون آندره گدار و ماکسیم سیرو) و یا دانش آموخته بوزار فرانسه(همچون هوشنگ سیحون)، بسیاری از اصطلاحات رشته معماری در ایران فرانسوی است.مانند کرکسیون، شارت، ژوژمان و ....کرکسیون همان کارکشن انگلیسی هاست و به معنی اصلاح کردن و تصحیح به کار می رود.
** به امید خدا، اگر فرصت نمایم، به زودی مطالبی را در مورد کانسپت و تبدیل ایده به فرم در همین وبلاگ خواهم آورد.
*** این مطالب به معنی تایید کامل سیستم دانشکده هنرهای زیبای تهران و شخص سیحون نمی باشد.از اتفاق بسیاری از مشکلات ما چه در زمینه آموزش و چه در زمینه حرفه ای، به نوعی میراث دانشکده هنرهای زیبا و شخص هوشنگ سیحون می باشد که در زمان خود به آنها خواهم پرداخت و تنها چیزی که در اینجا مورد نظر است، همانا نظم حاکم بر دانشکده هنرهای زیبای دوران سیحون می باشد.