تبليغاتX
آموزش معماری و شهرسازی و مرمت

آموزش معماری و شهرسازی و مرمت

فارسی و ایتالیایی و آذری

پیش از این که وارد موضوع شوم،بهتر است مطلبی را با شما در میان بگذارم؛

 گاهی در کلاسهای طراحی ام، دانشجویانی را میبینم که برای حل مسئله طراحی و پروژه خودشان به ساده ترین راه ممکن متوسل میشوند و با تقسیم پلان به چند اتاق کوچک و بزرگ( که البته نمی توان آنها را فضا به حساب آورد) و البته حل موضوع از نظر عملکردی،گمان میبرند که کار به پایان رسیده است(در صورتی که هیچ کاری برای آفرینش فضا صورت نگرفته است) و البته متاسفانه بسیاری از دانشجویان معماری به همین مصیبت گرفتارند و در اثر آموزش نادرست،گمان میبرند که معماری یعنی این که پلان را به خوبی تقسیم کنیم و بعد ارتفاع دهیم ( یا به قولی اکسترود کنیم) و در پایان هم چند باز شو ،این سو و آن سوی نماها می گذاریم و کمی هم با وصل و پینه کردن( یا آنگونه که گمان میبرند، با حذف و الحاق چند المان و یا حجم ) معماری را به پایان می رسانیم. هر چند که من با کل این شیوه برای طراحی مخالفم و بر این باورم که در چنین مسیری نمی توان فضا را آفرید و یا آن را ساماندهی کرد، با این حال، حرف اصلی من در اینجا، انتقاد به قسمت اول این شیوه است؛ یعنی آن جایی که گمان میبریم با تقسیم کردن پلان به چند قسمت و حل آن از نظر عملکردی،داستان به پایان رسیده است.

زمانی که من چنین مسئله ای را در کار دانشجویانم میبینم، به آنها می گویم که این معماری نیست و در ادامه( چرا که با نگاهشان از من می پرسند که پس معماری چیست؟) مثالی برای آنها می آورم:

هنگامی که ما به صورت عادی حرف می زنیم، منظورمان را ادا میکنیم و نیازمان را برطرف میکنیم.ممکن است که این بر زبان آوردن کلمات، بسته به میزان تحصیلات و یا فرهنگ و شخصیت ما، ادیبانه،عامیانه و ... باشد،ولی یک حرف زدن عادی است و بس. ولی زمانی که ما به این کلمات، ریتم،آهنگ، هارمونی،تناسب و وزن و قافیه می دهیم، آنگاه با پدیده ای مواجه میشویم که به آن شعر میگوییم.ویژگی بارز این شعر ایجاد احساس در ما می باشد، ممکن است چون بیشتر اشعار فردوسی به ما احساس غرور، چون شعر مهتاب فریدون مشیری احساس اندوه ایجاد کند و یا چون شعر شهریار، ما را به فضایی رویایی و البته تا حدی اسطوره ای در آذربایجان و لایه های عمیق و کهن فرهنگ آن سرزمین، رهنمون کند.

معماری نیز چنین است.زمانی که ما تنها پلان را برای برآوردن عملکردهای آن تقسیم میکنیم، در واقع تنها نیازمان( که البته بیشتر مادی خواهد بود تا روحی و فرهنگی و معنوی)، را برآورده میکنیم.آن یک معماری نیست. معماری زمانی به وجود می آید که ما با فضا، شعر میگوییم، یعنی فضای ما افزون بر نمایش و بیان  ایده ای که آن را خلق کرده است، دارای ریتم، آهنگ،هارمونی و تعادل و... و نیز دارای یک دستور زبان( که همان منطق و خرد قرارگیری و کنار هم چیدن عناصر معاری می باشد) باشد و همچون شعر، در ما احساسات متفاوتی همچون ابهت و غرور(فضاهای تخت جمشید یا ارگ تبریز)، آرامش و سکون(باغها وخانه های ایرانی) و نیز  احساس عرفانی و جذبه آسمانی ایجاد نماید(همچون مسجد جامع اردستان یا مسجد شیخ لطف الله اصفهان) و یا ترکیبی از همه اینها باشد( همچون آتشکده آذرگشنسب در نزدیکی تکاب).البته معماری میتواند در ما احساس حقارت و کوچکی یا از خود بیگانگی نیز به وجود آورد( مانند برجهایی که در خیابانهای شهرهایمان بسیار میبینیم).

این که استراتژی و تکنیک ما برای خلق فضا چگونه میتواند باشد، داستان دیگری است و من در اینجا قصد دارم تا به همین شعر فضا بپردازم. همچنان که شعر از ترکیب واژه ها به وجود آمده است، شعر فضای ما نیز از یک سری واژه یا معمارانه تر بگویم، از یک سری عناصر معماری تشکیل یافته است. این عناصر عبارتند از :دیوار، کف، سقف،پنجره،پله و....).که البته خود این واژگان و یا همان عناصر از یک سری حروف تشکیل یافته اند که عبارتند از آجر،خشت،فولاد،چوب،بتن،شیشه و....

به هر حال، در اینجا به یکی از اصلی ترین عناصر معماری میپردازم، یعنی دیوار:

دیوار یکی از کهن ترین عناصر معماری است.به عبارت دیگر بشر زمانی معماری را خلق کرد که توانست نخستین بار دیوار را خلق کند.حال این آفرینش با کندن صخره ها و کوه ها همچون کندوان تبریز یا کاپادوکیه در ترکیه بوده و یا با چیدن چینه های خشتی در گنج دره در هزاره هشتم پیش از میلاد و یا چیدن تکه های عظیم الجثه سنگ در استون هنج انگلستان بوده، بشر توانست با خلق دیوار یا کاملتر بگویم، مفهومی به نام چهار دیواری، معماری را خلق کند.

اکنون ببینیم که نقش تاریخی دیوار در معماری چگونه بوده و ضرورتهای تاریخی و پیشرفتهای تاریخی،چه نقشهایی نوینی بر عهده آن نهاده است و نیز نظریات جدید و نظریه پردازان جدیدتری که معماری را سراپا دگرگون می خواهند و البته می خواهند با حذف تمام عناصری که یاد از آنها شد، فضایی جدید را خلق نمایند!!! نقشهای تاریخی دیوار عبارتند از:

1- حفاظ و حصار و دفاع در مقابل هجوم دشمنان که البته با اختراع سلاحهای آتشین به ویژه توپ، دیوار این کارکرد خود را تا حد زیادی از دست داد و امروزه این کارکرد تنها برای جلوگیری از ورود بیگانگان به بنا به کار می رود.

 

2- محدود کننده مالکیت./3- پوشش بیرون ساختمان(نما).

4-نگهدارنده وزن سقف و نقش سازه ای که البته این نقش نیز با پیشرفتهای تکنولوژی ساختمان و ابداع اسکلت فولادی و بتن آرمه در سده 19 میلادی، تا حد زیادی کم رنگ شد.هرچند گاهی اوقات امروزه نیز از دیوارهای باربر آجری یا سنگی یا دیوار از جنس بتن مسلح به این منظور استفاده میشود.

5- تقسیم و ایجاد فضا و نقش زیبایی شناختی آن که در این مورد باید گفت،یکی از مهم ترین کارکردهای دیوار تیز همین مقوله است.چرا که در بیشتر موارد تعیین کردن محدوده فضا بر عهده دیوار است.

6- عایق در برابر حرارت و برودت و رطوبت که در این مورد باید گفت نیاکان هنرمند و خردمند ما با ایجاد دیوارهایی که در تابش سوزنده تابستان گرم ایران زمین، فضایی خنک و دلنشین و در زمستان سرد آن به ویژه در مناطق کویری و نیز آذربایجان و نواحی غربی و شرقی و شمال شرقی ایران زمین(همچون افغانستان و تاجیکستان کنونی)،دمایی معتدل و آرامش بخش را برای ساکنان خانه ها و کاخها و مساجد و بازارهای ایران آن روزگاران به ارمغان می آوردند، سرآمد همتایان خود در جهان در استفاده از این ویژگی دیوار بودند.

در قسمت بعدی، در مورد کارکردهای نوین دیوار و نیز نظریات جدیدی چون فضاها یا سطوح پیوسته و معمارانی که با چنین رویکردی به خلق فضا می پردازند( همجون فرانک گهری، رم کولهاس،فرشیده موسوی،زاها حدید و ...)،مطالبی را تقدیم شما عزیزان خواهم کرد.

 

 

 Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.comماکت و ایدئو گرام کتابخانه ژوسیو در پاریس٬ کاری

از رم کولهاس(سطوح یکپارچه)

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:3  توسط شهرام سنجابی  | 

اجرای کلمبو

اجرای کلمبو روی چهار ستون با 3 راه ممکن است:

1-کهن ترین نوع، اجرای کلمبو روی تویزه است.بدین ترتیب که بین ستونهای بنا تویزه های باربر اجرا کرده و بعو روی تویزه ها میچینند و بالا می آورند و پوشش کلبو را تکمیل میکنند.در واقع پوشش کلمبو در امتداد منحنی سطوح چهار گوشه مثلثها  است و به صورت یکپارجه ساخته و دیده میشود.گاه نیز روی تویزه ها را در نقاط گود میچینند تا سطح صاف و یکپارچه شود،آنگاه روی سطح صاف؛ یک کلمبو اجرا میکنند.این شیوه امروزه تقریباً متروک شده است.

2- روش اجرا به صورت دمغازه.

این صورت ساده در واقع قراردادن یک نیم کره توی مکعب است.به گونه ای که گوشه ها به صورت طبیعی خود بالا آید.در معماری مغرب زمین این شیوه بسیار متداول است.به شکل ایجاد شده در گوشه ها نیزpendentive  میگویند که در ایران لفظ دمغازه را دارد.(دمغازه معنی دمبالچه را میدهد).

در ایران با توجه به متداول بودن گوشه سازی، کمتر به پاندانتیو بر می خوریم.مع الوصف در جاهایی که بخواهند بنا بسیار ساده باشد،این شیوه متداول است.در اینجا ضلع منحنی چهار دمغازه دایره کلاف شروع کلمبو را تشکیل می دهند و منحنی کلمبو با منحنی دمغازه ها فصل مشترک پیدا کرده و متفاوت است.

3- کاربندی

این شیوه بسیار متداول است.زیرا با این شیوه گوشه سازی تکمیل میشود و زمینه گرد به دست آمده، برای زدن تاق کلمبو مناسب است.این کاربندی معمولاً اختری دوازده ضلعی است. در شبستانهای مسجد جامع اصفهان، گوشه سازی با انواع اشکال از جمله دمغازه و کاربندی قابل رویت است.

معمولاً زیر کلمبو را کمی پیش میکنند یا کتیبه میگذارند(این پیش آمدگی معمولاً یک کلوگ آجر است) که به آن گریوار (گریوار= گلوبند) گویند.خیز کلمبو زیاد نیست.یک کلمبو در مقطع عمودی چفد بیز کند را دارد(بیضی نزدیک به دایره). با این وصف تنوع کلمبوها فراوان است و آن را با انواع چفدها و انواع اجراها می بینیم.

تیزه کلمبوها نیز اشکال متنوعی دارند.گروهی هورنو* دارند.برخی به صورت های گره سازی،کاشی کاری و نهنبن کاربندی دیده میشوند. در دسته اخیر که تیزه بسته است؛اجرای آن به صورت پرگره است.*

مهمترین مسئله در مورد تکمیل پوشش کلمبو،عایق کاری روی آن است.به ویژه اگر عایق کاری با استفاده از قیر و گونی باشد.با توجه به اینکه این عایق روی شیب منحنی لیز می خورد و به پایین می افتد.برا ی جلوگیری از این وضعیت باید روی انحنا کلمبو توری سرنه ای کشید یا به جای سیمان سازی یک قشر آسفالت نرمه به ضخامت اندود سیمان در حالی که توری سرندی نازکی در داخل آن قرار می گیرد،زمینه را پوشاند.در فرش نهایی بام هم، باید از پایین به طرف بالا فرش کرد.به این تریتب که تا شکرگاه کلمبو( زاویه 22.5 درجه نسبت به سطح افقی بام) باید با مصالح ساختمانی پر شود تا از چاکیدن و به بیرون رانده شدن تاق جلوگیری کردد.بعد فرش آجر را از این سطح به بالا روی هم چیده و د رتیزه آن را مهر کرد(یک تا چهار آجر را روی هم می گذارند تا ریزش آب روی آن ایجاد خرابی نکند).در صورتی که برای عایق کاری به جای قیروگونی از شیوه سنتی اندود کاه و گل استفاده شود،مشکلات فوق نخواهد بود.در این عایق کاری ابتدا همه سطح را غوره گل* میریزند.بعد روی آن یک قشر کاه گل ورز داده میکشند.سپس روی آن شیره سوخته انگور یا خرما به صورت به صورت دوغ آب ریخته و غلتک میزنند.روی این شیره 2 سانتیمتر کاه گل ورز داده خوب می آید و عایق کاری پایان می پذیرد.

این عایق را هرچند سال یکبار باید تجدید نمود. به ویژه در بناهای قدیمی، این نوع عایق کاری توصیه میشود، چرا که قیر و گونی مانع تنفس تاق شده، خشت و آجر حبس شده را می پوشاند و موجب پوسیدگی در پاتاق میشود.نمونه خرابی تاق ناشی از قیر و گونی را میتوان در تیمچه حاجب الدوله تهران مشاهده نمود.*

اشکال تاق کلمبو آن است که نمی توان سطح پوشش داده شده را صاف کرد و طبقه دیگری روی آن بنا نهاد.اگر بخواهند سطح بام را صاف کنند(به اصطلاح کنو بشکنند)،تاق سنگین شده و بار اضافی زیاد میگردد.بنابراین تاق کلمبو در طبقه آخر که پوشش بام است،بکار میرود.

پوشش دیگر کُنه پوشی است* کنه مرتبط با تاق کلمبو است.کنه به تورفتگی بالای سردرها اطلاق میشود.کنه پوش در واقع نیم گنبد یا نصف کلمبو است که در رسمی بندی ها به صورت یک نیم کار درمی آید.

از کهن ترین نمونه کنه پوشها در وَرَکدها(صفه ها=ایوان)  است که روبروی شبستان مسجد جامع فهرج ساخته اند.در ایوانهای این بنای کهن، پوشش با چفد بیز(بیضی)* را میبینیم.در محل تاقها پیش از شروع ترنبه ای کوچک به صورت فیل پوش(نوعی گوشه سازی) اجرا شده است. در بعضی صفه ها نیز یک تویزه در جلو زده و تاق را کور کرده اند. ولی در یک سری از صفه ها نیز یک نیم گنبد(کنه پوش) اجرا کرده اند.سر در مسجد بیرون ابرقو کانه پوشی بسیار ساده به چشم میخورد*.سر در اغلب کاروانسراها و بسیاری از بناهای عمومی کنه پوش است.اکثر کنه پوشها در زیر، دارای کاربندی است که این کاربندی در واقع سقف کاذبی زیر کنه پوش اصلی است.

----------------------------------------------------------

پانوشت:

- هورنو=خَرانه=سوراخ=روزنه=روزن بالای تاقها و گنبدها، به هورنو جامخانه نیز میگویند.

- پَرگِره = د رفاصله نزدیک به تیزه برا ی مقاومت کافی پوشش را مثل دهانه  چاه بصورت طوقی چینی اجرا میکنند.یعنی اطراف را به تدریج پیش میکشند تا تیزه کور شود.

- غوره گل= شفته بدون آهک یا کم آهک

- عایق کاری را باید با توجه به موقعیت جغرافیایی بنا درنظر گرفت.در غرب ایران 8 ماه از سال، برف ماندگار است.ولی در نواحی جنوبی بندرت برف می آید.لذا عایق کاری یکسان در هر دو منطقه خطا است.در بعضی نقاط نیز مصالح محلی مناسب برای عایق کاری  موجود است.مثلاً در راه خمین به دلیجان،گلی وجود دارد به نام "گل سیرجان" که پیشینه آن به دوران مادها میرسد.این گل رس سیاه رنگ مثل لجن است و خود عایق خوبی است.این گل به جای عایق د رکاروانسرای "گبرآباد" به کار رفته است.

- کنه پوش=کانه پوش، عربها آن را معرب کرده و الکنبوس گویند و آن روبندهایی است که زنان عرب جلو صورتشان میزنند.

- چون بنای مسجد جامع فهرج، متعلق به اوایل اسلام است،هنوز شکلهای جناغی(تیزه دار)رواج نیافته بود.

- مسجد کهن بیرون ابرقو دارای تاقهای بیز و نمای جناغی است و همچنین قبله آن بسیار کج میباشد(دارای انحراف 45 درجه است).چلوی مسجد یک ایوان و دو رواق دیده میشود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:22  توسط شهرام سنجابی  | 

تاق کلمبو

کُل=پوسته سخت*،کلمبو=کلمبوه=کلنبوه، اُنبه=انبوهی و جمعیت

انواع تاقهای ایرانی بسیار مناسب برای شرایط آب و هوای ایران هستند.از جمله به علت ساختارشان در ملایم کردن آفتاب شدید و جلوگیری از نفوذ سرمای سخت بسیار موثرند.اما تاق کلمبوه،علاوه بر خواص فوق از نوعی ویژگی برخوردار است و آن اینکه در مقابل زلزله،مقاومت بسیار خوبی از خود نشان می دهد*.

در حاشیه کویر و مناطقی که طوفانهای سهگین دارد و مصالح نیز سست است،کلمبوه بهترین پوشش است.در کاروانسراهای بین راه نیز که به ندرت در معرض توجه برای حفظ و نگهداری و مرمت است،پوشش تاقها را کلمبوه میگیرند که دیرتر خراب شود.

Image hosted by allyoucanupload.com

تاق های کلنبو-کاروانسرایی در قم

تاق کلمبوه در واقع گنبد کوچکی است که عمدتاْ زیر سازی یا گوشه سازی و شکنج ندارد و روی چهار دیوار یا چهار ستون در زمینه مربع اجرا میشود.طرز اجرای آن مثل بافتن سبد است.گاه کلمبوها را در زمینه مستطیل نزدیک به مربع که بتوان آن را به هشت ضلعی و بعد دایره تبدیل کرد،اجرا کرده اند.این نوع زمینه بیشتر در کرمان و نواحی شرقی ایران به ویژه خراسان دیده میشود.در چنین حالتی در اجرا گوشه های مستطیل ،گوشه سازی میشود تا در وسط زمینه آماده زدن تاق کلمبوه گردد(هشت ضلعی شود).دهانه مناسب برای اجرا ی کلمبوه بین ۲.۵ تا ۳ گز است.

نکته حایز اهمیت آنکه دیواری که کلمبوه روی آن مینشیند،میتواند بسیار ظریف باشد، به طوری که تا ۶/۱ دهانه برای ضخامت دیوار کافیست.حال آنکه در تاقهای دیگر خارجی(آخرین دیواری که رانش تاق روی آن می آید)،معمولاْ ضخامت زیاد دارد.(نسبت ۲ به ۵).یعنی در دهانه ای به وسعت ۵ گز،ضخامت دیوار دست کم ۲ گز خواهد بود.در دهانه های کوچکتر(تا حدود ۳ گز)این نسبت ۱ بر ۳.۵ است.علت آنکه در پوشش کلمبوه ضخامت دیوار کم میشود، آن است که نقاط اتکا پوشش به دیوار زیاد است(دست کم در هشت نقطه بار گنبد به دیوار وارد میشود).

گاه در بعضی مناطق،برای جلوگیری از نفوذ گرما و سرما و سرو صدا دیوارهای بیرونی کلمبوه را خیلی ضخیم میگیرند(به عنوان پنام=عایق*)که طبیعتاْ ارتباطی با مسئله باربری دیوارها ندارد، در دهانه های پیوسته وقتی همه تاقها کلمبوه باشند،چنانچه مسئله پنام مطرح نباشد،ضخامت دیوارها تا دست کم ۷/۱ الی ۸/۱ دهانه نیز می رسد.

--------------------------------------------------------------------

پانوشت:

- به پوست سفت گردو و بادام که بعد از پوست سبز خارجی است کُل گردو یا بادام گفته میشود.لغات کلاه و کُل افرنگ نیز معانی پوشش و پوسته را دارند.

- در زلزله طبس، اکثراْ تاقهای کلمبوه ثابت و پابرجا ماندند.پوسته کلمبوه مثل کلاه بلند شده  و فرو افتاده و دیوارهای زیرش را خرد کرده ولی خود پوشش آسیبی ندیده بود.

-پنام  پارچه ای بود که موبدان ذرتشتی به عنوان پوشش مقابل دهان خویش برای جلوگیری از ورود دود آتش آتشکده ها میبستند که به معنی عایق در معماری ایرانی نیز به کار میرفت 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:14  توسط شهرام سنجابی  | 

Cenni biografici

Antoni Plácid Guillem Gaudí i Cornet (così il suo nome completo), cresciuto in una famiglia di artigiani (calderai), si diplomò nel 1878 alla Scuola Superiore di Architettura di Barcellona, ma già prima di diplomarsi riuscì a lavorare con i migliori architetti del tempo.

Nello stesso anno a Parigi durante l'Esposizione Universale avvenne l'incontro fondamentale per Gaudí quello con l'industriale Eusebi Güell y Bacigalupi, che sarà il suo principale mecenate commissionandogli alcune delle sue più famose opere.

Nel 1884 ottiene la direzione dei lavori della basilica della Sagrada Familia, una costruzione che assorbirà le sue energie fino al giorno della sua morte e che non riuscirà a completare. Trascorse gli ultimi anni della sua vita nel cantiere della Sagrada Familia in una solitudine quasi da eremita.

Image hosted by allyoucanupload.com

La Sagrada Familia, Barcellona

 

Il 7 giugno del 1926 fu investito da un tram. Il suo miserevole aspetto ingannò i soccorritori, i quali lo credettero un povero vagabondo e lo trasportarono all'ospedale della Santa Croce, un ospizio per i mendicanti fondato dai ricchi borghesi della Catalogna. Fu riconosciuto soltanto il giorno successivo dal cappellano della Sagrada Familia, e morì il 10 giugno.

Nonostante questa fine quasi miserabile, al suo funerale parteciparono migliaia di persone. I Barcellonesi lo definirono dal quel momento l'architetto di Dio. È sepolto nella cripta della Sagrada Familia.

 

Le opere

 

Quasi tutta l'opera del maestro è legata alla capitale catalana, la sola città spagnola in cui, a cavallo tra XIX e XX secolo, ci sia un principio di sviluppo industriale, padre di quel modernismo di cui Gaudí si rivelerà essere il principale esponente in patria.

La sua carriera di architetto è caratterizzata dall'elaborazione di forme straordinarie e imprevedibili, realizzate utilizzando i più diversi materiali (mattone, pietra, ceramica, vetro, ferro), da cui Gaudí seppe trarre le massime possibilità espressive.

Per alcuni studiosi la profonda fede cattolica di Gaudí e un suo certo certo qual gusto per tematiche che potrebbero essere definite gongoriste e neo-goticiste, con risvolti che non è troppo azzardato definire finanche misticheggianti, hanno sollevato alcune critiche nei confronti di Antoni Gaudí che tuttavia appaiono mosse più da un forte pregiudizio ideologico anziché da un ragionato e logico giudizio estetico e funzionale.

Ciò è tanto più vero se non si dimenticherà la convinta appartenenza di Gaudí al movimento indipendentistico catalano, radicalmente contrapposto al centralismo linguistico e ideologico castigliano. La pretesa di Madrid d'imporre uno sviluppo urbanistico ortogonale a Barcellona, coerente coi dettami del razionalismo dominante nel Vecchio Continente e totalmente fatto proprio per diversi motivi dal fascismo italiano e dai sui cascami e derivati europei, portò gli architetti catalani a percorrere una via tutt'affatto divergente: linee oblique che alteravano e dissetavano la visione geometrica razionalistica e le sue pretese di ordine non meramente urbanistico.

Gli edifici eretti dai modernisti catalani, le vie da essi tracciate e un po' tutti gli stilemi architettonici da costoro elucubrati e portati a compimento, furono il più appariscente modo di contestare il centralismo madrileno e la sua pretesa di imporre un ordine architettonico e urbanistico che doveva fasarsi su quello politico e ideologico, avvilendo la Catalogna e la sua capitale che erano stati il nucleo e la roccaforte del legittimo governo repubblicano, abbattuto dal golpe del caudillo Franco e del suo Tercio.
Questa semplice considerazione dovrebbe quindi orientare in modo ben diverso il giudizio troppo aspro emesso da una parte non propriamente avveduta della "sinistra" architettonica, spagnola e non.

Image hosted by allyoucanupload.com

Casa Milà detta La Pedrera, Barcellona

 

Tra le sue opere più importanti si ricordano:

 

Pabellones Güell (1883, Barcellona)/ Sagrada Família (1884-1926, Barcellona)/ Casa Milà (detta La Pedrera) (1905-1907, Barcellona)/ Il Capriccio (Comillas, Santander)/ Parco Güell (1900-1914, Barcellona)/ Casa Vicens (1878-1880)/ Palazzo Güell (1885-1889, Barcellona)/ Collegio di Santa Maria de Jesús (1889-1894)/ Santa Coloma de Cervelló (1898-1915)/ Casa Calvet (1899-1904, Barcellona)/ Bellesguard (1900, Barcellona)/ Casa Batlló (1905-1907, Barcellona)/ Palazzo vescovile di Astorga/Casa de Botines (León)

 

Il processo di beatificazione

In tempi recenti ha preso corpo l'iniziativa di proporlo per la beatificazione e la canonizzazione, promossa da un comitato di 30 ecclesiastici, accademici, designer e architetti. Gaudì è candidato al titolo di "Architetto di Dio", con l'appoggio di tutta la chiesa cattolica catalana. È l'arcivescovo di Barcellona, il Cardinale Ricard Maria Carles, a sostenere all'interno della Santa Sede il movimento per la beatificazione di Gaudì. "Un laico mistico", lo ha definito il cardinale.

Image hosted by allyoucanupload.com

Il Parco Güell, Barcellona

 

L'opposizione all'iniziativa viene dalla lunga tradizione di anticlericalismo degli intellettuali catalani della sinistra. Accusano la Chiesa di cercare di addomesticare e appropriarsi di una figura rivoluzionaria che dovrebbe essere ricordata per le sue opere e per la sua influenza artistica. Uno dei rappresentanti di questa tendenza è l'architetto Pet Angli, che sostiene che il movimento pro-santità è una reminiscenza della Spagna confessionale del generale Francisco Franco. Monsignor Lluis Bonet y Armengol, vice-postulante (cioè responsabile della preparazione delle prove per la candidatura alla santità) di Gaudì, ribatte che le prime richieste di santificazione di Gaudì sono state avanzate 70 anni fa, in occasione della sua morte, nel 1926, tutte basate sulla sua vita austera e cristianamente coerente.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:14  توسط شهرام سنجابی  | 

هفته گذشته، یکصدمین سالگرد ساخت خانه میلا در بارسلونای اسپانیا گرامی داشته شد.طراحی و ساخت این خانه به دست آنتونیو گائودی، معمار مشهور اسپانیا و شیوه "آرت نه وو"* انجام شده است.هنرمندی که در میان مردم اسپانیا به عنوان پدر معماری مدرن لقب گرفته است.در سالهای پایانی سده نوزدهم و آغازین سده بیستم میلادی،ثروتمندان شهر بارسلونا برای به رخ کشیدن ثروت یکدیگر و چشم-همچشمی با یکدیگر ،خانه های بسیار تجملی و اشرافی می ساختند.خانواده میلا،یکی از همین خانواده ها بود که برای ساخت خانه مورد نظر خویش از آنتونیو گائودی،مشهورترین و پیشرو ترین معمار آن دوران اسپانیا،بهره گرفت.خانواده میلا در دوران جنگ داخلی اسپانیا*، این خانه و شهر بارسلون را ترک کردند.چند سال پیش دولت اسپانیا، این خانه را از صاحبان آن خریده و پس از مرمت، تبدیل به موزه و مرکز فرهنگی نموده است.آنتونیو گائودی را معمار سنگی نیز نامیده اند.چه این که بیشتر شاهکارهای او با ساخت بناهای سنگی شکل گرفته است.ساخت این خانه نیز بیشتر با مصالحی چون بتن و سنگ صورت پذیرفته است.طراحی این خانه به نوعی از شیوه های سوررئالیستی رایج در هنر و نقاشی آن دوران پیروی کرده و به خانه های پریان می ماند.امروزه یاد آنتونیو گائودی در میان مردم اسپانیا، به ویژه مردم ایالت باسک، به خاطر شاهکارهای هنری جسورانه و بلند پروازانه اش،همچون خانه میلا،به عنوان یک هنرمند بزرگ و یک قهرمان ملی، گرامی داشته میشود.

Image hosted by allyoucanupload.com

                                          آنتونیو گائودی

تصاویر زیر مربوط به خانه میلا و نماهای داخلی آن است.

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

---------------------------------------

پانوشت:

- در هفته آینده درباره شیوه آرت نه وو خواهم نوشت.

-جنگ داخلی اسپانیا،همزمان با جنگ دوم جهانی، بین نیروهای طرفدار پادشاهی و جمهوریخواهان، درگرفت و سرانجام با پیروزی نیروهای پادشاهی به رهبری ژنرال فرانکو،پایان پذیرفت.اثر معروف پیکاسو درباره جنگ داخلی اسپانیا، در همین زمان شکل گرفت.پس از پایان جنگ، این درگیری به فوتبال نیز کشیده شد.تیم رئال مادرید، تبدیل به تیم تحت پشتیبانی پادشاهی اسپانیا شد(به علامت تاج پادشاهی اسپانیا در آرم باشگاه رئال مادرید دقت کنید) و در مقابل، تیم بارسلونا، به عنوان نماینده محبوب مردم کاتالان و نیز تجزیه طلبان باسک(اپوزیسیون) پا به صحنه مسابقات باشگاهی اسپانیا و اروپا گذاشت(پیراهن راه-راه و آبی-اناری رنگ تیم بارسلون به رنگ و فرم پرچم ایالت باسک است).هرچند که با مرگ ژنرال فرانکو وروی کارآمدن پادشاه کنونی اسپانیا(خوان کارلوس) و گسترش دموکراسی و پیشرفت همه جانبه اسپانیا و به ویژه شهر بارسلون،مشکلات سیاسی بسیار کم رنگ تر شده و رقابتهای این دو تیم بیشتر رنگ و بوی ورزشی-تجاری!! به خود گرفت است تا نژادی-سیاسی. 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 22:35  توسط شهرام سنجابی  | 

طراحی بلندترین برج ایالات متحده آمریکا توسط معمار چیره دست و هنرمند اسپانیایی، سانتیاگو کالاتراوا به انجام رسید.گزارش مربوط به آن برگرفته از آسوشیتد پرس را در ذیل بخوانید:

هیئت بررسی کننده طرحهای شهری شیکاگو،طرح برج پیچ خورده را تایید کرد.

هیئت بررسی کننده طرحهای شهری شیکاگو،طرح پیشنهادی برج پیچ خورده جلوی دریاچه را تایید کرد.برجی که بلندترین برج کشور(ایالات متحده) خواهد بود.

 

 با تصویب پنجشنبه گذشته کمیسیون طراحی شهری شیکاگو، طرح برج مخروطی 2000 پایی و سایت پلان آن ،هفته آینده به کمیته ناحیه ای( پیش از تصویب نهایی) می رود.

خانم کنستانس بوشمی، سخنگوی گروه طراحی شهری انجمن شهر شیکاگو گفت: این یک طرح شگفت انگیز بوده و احساسات همگان را برانگیخته است.

 این برج 150 طبقه که دارای 1200 واحد مسکونی خواهد بود، برج 1451 پایی سیرز را به عنوان بلندترین برج ایالات متحده از تخت به پایین خواهد کشید! این برج همچنین بر فراز برج 1776 پایی آزادی در نیویورک که در سایت پیشین برجهای تجارت جهانی در حال ساخت می باشد، خواهد بود.

منار مخروطی شیکاگو به وسیله سانتیاگو کالاتراوا، معمار اسپانیایی طراحی شده است که پیش از این با طراحی موزه هنر میلواکی و مجموعه ورزشی المپیک آتن شناخته شده است.

توماس مورفی،مشاور ارشد برای توسعه شرکت دولوپمنت شلبورن* گفت: اگر کمیته ناحیه، طرح را تصویب کند، انجمن شهر 9 می(19 اردیبهشت) را برای تصویب نهایی درنظر خواهد گرفت و اگر تصویب شود، کار ساخت آن در این بهار آغاز خواهد شد.

شرکت اجرایی شلبورن(مجری طرح) از برآورد نهایی قیمت ساخت برج خودداری کرده است.نشریات شیکاگو تریبون و کرینز شیکاگو بیزینس* در روز پنجشنبه  در تارنماهای خود گزارش دادند که کارشناسان امین ایالتی، قیمت ساخت برج را بیش از یک میلیارد دلار برآورد کرده اند.

بلندترین برج دنیا در حال حاضر، برج تایپه 101 می باشد که اندازه آن 1671 پا و دارای 101 طبقه می باشد.برج دیگری در دوبی در دست ساخت است که انتظار می رود به بیش از 2300 پا و 160 طبقه برسد.

منبع:آسوشیتد پرس،جمعه،31 فروردین، ساعت 11:18 صبح به وقت آمریکا.

ترجمه: شهرام سنجابی

TinyPic image          TinyPic image

 

TinyPic image

 

----------------------------------------------------

پانوشت:

Shelbourne Development Ltd-

Chicago Tribune and Crain's Chicago Business-

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:9  توسط شهرام سنجابی  |