تبليغاتX
آموزش معماری و شهرسازی و مرمت

آموزش معماری و شهرسازی و مرمت

فارسی و ایتالیایی و آذری

2- پوشش سغ(منحنی)

سغ یا ازغ یا ازگ  در عربی ازج خوانده میشود.ازغ را بیشتر به شاخه های تاک و نخل و نسترن و یاس که شکل کمانی و منحنی دارد اطلاق میکنند.در مورد تاق بیشتر ازگ تلفظ میشود.غیاث الدین جمشید کاشانی این لفظ را برای تاق به کار برده است.پوشش سغ در واقع پوششی است که از لحاظ شکلی از یک قوس(چفد)، پیروی دارد.انتخاب چفد مناسب برای تحمل بارهای وارد بر تاقها و گنبدها در معماری ایرانی بر اساس منطق ساختمانی و ایستایی بنا صورت گرفته است که حاصل سالهای دراز تجربه و تبحر عملی است ، حال آنکه در اروپا مثلاً امتخاب قوس((اژیو)) بیشتر بر مبنای ایجاد و القاء عظمت و زیبایی است و بسیاری را عقیده بر آن استکه این هم تقلیدی از طرح پارچه های اروپایی است که از مشرق زمین به اروپا رفته است.

رازیگران به قوسهای تخم مرغی(بیضی) به دلیل تحمل پذیری بسیار آن د رمقابل بارهای وارده تمایل فراوان داشتند.

اهمیت چفد تخم مرغی در ایران به حدی بوده که در بعضی از مناطق لغت تخم مرغ مترادف و مرتبط با تاق می شده است.مثلاً در شمال ایران، به تاق مرغانه میگویند و پل تاقی،" مرغانه پرت" نامیده شده است.از آنجایی که در بسیاری از نقاط ایران برای واژه تخم مرغ، لفظ "خاگ" بکار میرود،بعضی از پوششهای ایرانی با توجه به شکل بیضویشان، به نام خاگی مشهورند.مثل گنبد خاگی مسجد جامع اصفهان.

به علت آشنایی مردم نواحی کویر با مقاومت بسیار چفد بیضی، درآن مناطق و دیگر مناطقی که از قنات برای آبیاری استقاده میکردند،برای جلوگیری از ریزش قنات، درآن تنبوشه های بزرگی را کار میگذاشتند(که در اصطلاح محلی به آن گول یا گم میگویند) که مقطع ان به شکل قوس تخم مرغی ساخته شده بود.گاهی به علت وسعت زیاد دهانه قنات این گولها را سه تکه میساختند که هر کدام بخشی از قوس تخم مرغی بود.

فراموش نکنیم که چون در ایران برای زدن تاق از قالب باربر استفاده نمیشود، لذا شکل  نیم دایره، از لحاظ ایستایی برای چفد و تاق مناسب نیست و در صورت بکاررفتن، در نقاط مختلف میشکند.

به این ترتیب که در ناحیه شکرگاه(ناحیه ای که نسبت به سطح افق زاویه 22.5 درجه دارد)،رو به بیرون میشکند و در ناحیه ایوارگاه(قسمتی که نسبت به سطح افق زاویه 67.5 درجه دارد)، رو به تو می چاکد و در ناحیه تیزه سر بر میکند و کلکن میشود.در چاره اندیشی به منظور جلوگیری از شکست های فوق معماران ایرانی، قوس را از پاکار تا شکرگاه به جانب داخل میکشند(یعنی شعاع قوس را کوچکتر کرده،مرکز را نزدیکتر می آورند) و در ناحیه ایوارگاه که شکست متوجه داخل است، شعاع را بزرگتر میگیرند تا قوس بسوی خارج متمایل شود و د رناحیه کلکن که قوس سربر میکند،خفتش می اندازند.یعنی تیزه را کمی پایینتر میگیرند.به گونه ای که خیز از یک دوم دهانه کمتر میشود.به این ترتیب چفدی بوجود می آید که یکی از چفدهای مرسوم ایرانی به نام پنج او هفت است.این چفد باربر و متحمل فشارهای وارد بر خود است.

پوشش منحنی به دو بخش عمده تقسیم میشود.مازه دار(بیضی) و تیزه دار.

چفد تیزه دار به گونه ای که از نامش پیداست،راس ان تیز است و ا زتقاطع دو قوس منحنی ایجاد میشود و به آن قوس جناغی هم میگویند. راس چفد مازه دار، هلالی شکل است و بخشی از بیضی است. هر دو نوع چفد در ایران،پیشینه ای دیرینه دارند که بهترین نمونه آنها را در معبد چغازنبیل(1350 پیش از میلاد)،میتوان مشاهده نمود.

 

 

 

گرچه چفد جناغی را نه تنها در چغازنبیل، بلکه در تپه نوشیجان(دوران ماد)،سد درودزن(دوران هخامنشی) و تاق کسرا(دوران ساسانی) و بناهای گوناگون پیش از اسلام میتوان دید، معذلک بیشتر چفدهای آن دوران را مازه ای تشکیل می دهد و حتی تا سده های اولیه پس از اسلام نیز،بیشتر پوششها مازه دار است، اما به تدریج چفدها و پوششهای تیزه دار،جای آن را میگیرد.

 

 

علت جایگزینی چفدهای تیزه دار(جناغی) به جای چفدهای مازه دار،پس از ورود اسلام

علت عمده جایگزینی چفد جناغی را میتوان چنین دانست که پوششهای مازه ای ، بنا را بسیار مرتفع میکرد و چون در هنر اسلامی کوشش در جهت کاستن شکوه بنا، به ویژه کاهش ارتفاع بود، از چفد جناغی استفاده کردند که به میزان قابل توجهی به ساختمان مقیاس انسانی و مردم وار می داد.بهترین مثال برای این تحول تدریجی مقایسه دو بنای تاری خانه دامغان(سده 2 هجری) و مسجد فهرج(سده 1 هجری) است که کمتر از یک سده با هم فاصله دارند. در مسجد فهرج،  همه چفدها و پوششها مازه ای است، ولی در تاری خانه برخی از چفدها شکل تیزه ای به خود گرفته است.

 

پیش از اینکه به معرفی تعدادی از معروفترین چفدهای تیزه دار و مازه دار بپردازم، لازم است توضیحی کوتاه در مورد 2 اصطلاح معماری ایران به نام تن گداز و جان گداز داده شود:

معماران ایرانی، انواع نیروهایی را که به بنا وارد می آید و بنا برای ایستایی خود در تقابل با آنهاست،مثل نیروهای فشاری،رانشی و خمشی،…جان گداز گویند،چون قابل رویت نیست. اما به بخشهایی از بنا که در جهت مقابله و هدایت این نیروها به زمین، ساخته میشود،مثل کلافها،تویزه ها ، تیرهاو… که قابل رویت است ،تن گداز میگویند. در فرهنگ و ادبیات فارسی،جان و تن نیز همین معنی را دارند. جان به معنی روح و قسمت نادیده هستی انسانی میباشد.

معرفی انواع چفدهای ایرانی

در اینجا به معرفی معروفترین و پرکاربردترین چفدهای ایرانی میپردازیم.بدیهی است که این فقط قسمتی از چفدهای موجود در معماری ایران میباشند و علاقه مندان برای مطالعه بیشتر و نیز آشنایی با نحوه ترسیم آنها به کتابهایی که در بالا معرفی کرده ام ،مراجعه نمایند:

انواع چفدهای مازه دار

چفد مازه ای تیز یا بستو/ چفد مازه ای تند =بیز=هلوچین تند/چفد مازه ای کند=بیز یا هلوچین کند/چفد مازه ای کفته

انواع چفدهای تیزه دار

چفد چمانه/سروک / پنج او هفت تند/ پنج او هفت کند/ پنج او هفت کفته/چفد کلیل(پارتی و آذری)/چفد کلیل کمشی/ چفد سه بخشی تند/ چفد سه بخشی کند/ چفد شاخ بزی تند/ چفد شاخ بزی کند/چفد شبدری تند/ چفد شبدری کند/ چفد پا تو پا و …..             

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 23:32  توسط شهرام سنجابی  | 

قوس که در زبان فارسی کهن چَفد خوانده میشود، در تعریف هندسی٬خط یا شکل منحنی است و در اصطلاح معماری٬به باریکه تاقی که روی سر در یک درگاه قرار میگیرد٬اطلاق میشود.

تاق به طور کلی٬به مفهوم پوشش بین دو دیوار است و شکلی که تاق از نظر ترکیب تابع آن میشود٬همان چفد است.لذا با تعریفی دیگر٬ میتوان تاق را ادامه چفد دانست.به طور کلی پوشش بر دو نوع است:۱-تخت.۲-منحنی(سَغ).

۱-پوشش تخت

پوشش تخت از لحاظ شکل٬یک سطح صاف است و ازآنجایی که در این گونه پوشش برآیند نیروهای واردبر تاق کاملاْ عمودی است٬استایی تاق در مقابل آن مستلزم استفاده  استفاده از تیرهای حمال مقاوم است.قبل از به کارگرفتن آهن در معماری٬معمولاْ از تیر حمال چوبی استفاده میشد.

از آنجایی که در ایران چوب قابل استفاده برای بنا کمیاب است٬شکل پوشش تخت همواره با مشکلات توام بوده است.در دوران هخامنشی٬امپراطوری ثروتمند ایرانی نیز برای پوشش کاخهای خود٬ چوب مقاوم از جمله چوب درخت سدر را از لبنان و دیگر نقاط دوردست با تحمل هزینه های هنگفت به دست آورده می آورد.آنچه پوشش با استفاده از چوب را در بعضی نقاط غیرممکن می کرد وجود موریانه بود.اغلب زمینهای ایران٬موریانه خیز است و یک نوع موریانه بسیار خطرناک درمرکز ایران و حاشیه کویر بنام "ترده"(ترده=گِل ساز) وجود دارد که به عنوان مثال یک در چوبی را ظرف ۱۵ روز طوری میخورد که فقط از آن پوسته رنگ باقی میماند.فقط یکی دو نوع چوب در داخل ایران به عمل می آید که موریانه آن را دوست ندارد.این چوبها یا صمغ دارند یا کندر.مثل سرو٬کاج٬ناژو و صنوبر و در چوبهای کندردار هم تا وقتی بوی کندر وجود دارد٬مصون از موریانه است٬ولی به محض ا زبین رفتن بوی کندر٬چوب خوش خوراکی برای موریانه میشود.تنها چوب شورانه از گزند موریانه در امان است.موریانه شوره نی را هم نمی خورد.بنا برآنچه گفته شد کاربرد چوب حتی اگر از لحاظ کیفیت٬قدرت کافی برای پوشش دهانه های بزرگ را هم داشت٬امری خطرناک بود.مع الوصف د رتمام دوران معماری ما٬در کنار پوشش منحنی(سغ)٬ در دهانه های کوچک پوشش تخت هم مشاهده میشود.اما این نوع پوشش معمولاْ تا دهانه ۲.۵ الی ۳ گز* اجرا شده است.گاهی پوشش تخت در چند دوره تاریخی بعد از ساختمان یک بنا به آن اضافه شده است.مثل چهل ستون اصفهان که درآغاز٬بدون ستاوندهای جلو بوده است.بعد در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم این بخش به آن اضافه شده است.در ایوان کرخه پوشش ایوان جلو با توجه به وضعیت پایه های پادیاو٬به نظر میرسد که تخت بوده است و دهانه آن هم نسبتاْ زیاد است.مع الوصف موارد استفاده از چوب در دهانه های بزرگ نادر است.

--------------------------------------------------------------------

پا نوشت:

گز=۹۴ سانتیمتر٬گزسلطانی=۱۰۶.۶۶ سانتیمتر

پادیاو=گودال باغچه(پادیاو به معنی پاکیزه کردن و پلیدی زدایی نیز میباشد)=حوضخانه و وضوخانه=پاسیو در زبان فرانسه. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 23:24  توسط شهرام سنجابی  | 

یکی از دلایل راه اندازی این وبلاگ،رفع نیازهای آموزشی دانشجویان معماری و شهرسازی و نیز مرمت است. در طول ۱۲ سالی که وارد جامعه معماری شده و به ویژه در چند سال اخیر که وارد حوزه تدریس در معماری گشته ام،متوجه فقر شدید آموزش معماری در ایران شده ام.

بدبختانه یکی از دلایل اصلی عقب ماندگی شدید معماری کنونی ما نسبت به جریان معماری روز دنیا٬ نبود سیستم آموزشی درست و اصولی برای رشته معماری است.در تمام دانشگاه های ایران٬چه آزاد و چه دولتی٬یک سری دروس استاندارد همچون:تمرینهای معماری٬معماری اسلامی٬معماری جهان٬ایستایی٬طراحی معماری و غیره درنظرگرفته شده است و دانشجویان موظفند با گذراندان این دروس به هر نحو ممکن٬مدارک و درجات متفاوتی چون کاردانی٬کارشناسی و یا کارشناسی ارشد را اخذ کنند.در اینجا حداقل دو گرفتاری یا دو مصیبت بزرگ داریم:

۱-نبود ارتباط اصولی وسیستماتیک بین دروس و اساتید مربوطه:

این مسئله موجب شده است که دانشجویان علت وجودی بسیاری از دروس را درک نکنند و حتی به آنها به چشم مزاحم و دردسر نگاه کنند.بسیاری از دانشجویان معماری٬دل خوشی از دروسی چون ایستایی٬تنظیم شرایط محیطی ندارند و آنها را تنها برای پاس کردن می خوانند.از طرف دیگر وجود دروسی چون معماری اسلامی و معماری جهان برای بچه های معماری٬بیشتر به درد نمره گرفتن و بالابردن معدل می خورد تا چیز دیگر!!!

در دوران پیش از انقلاب و در بعضی از دانشکده های معماری٬همچون دانشکده هنرهای زیبای تهران٬وجود سیستم آتلیه ای که برگرفته شده از سیستم بوزار فرانسه بود٬موجب می شد که استاد هر آتلیه به نوعی هماهنگ کننده بین درس طراحی معماری(درس اصلی رشته معماری ) با دروس دیگر باشد.اما متاسفانه با برچیده شدن این سیستم٬سیستم بهتری جایگزین آن نشد.هرچند که امروزه دانشکده معماری دانشگاه آزاد واحد دوبی به تاسی از دانشگاه های اسکاندیناوی٬ سیستم منحصر به فردی در میان دانشگاه های ایرانی دارد٬بدین ترتیب که درس طراحی معماری و موضوع مرتبط با آن٬به عنوان محور تعریف شده و در هر ترم تحصیلی٬دروس دیگر چون تنظیم شرایط و ایستایی و طراحی فنی٬ مرتبط با موضوع طراحی معماری (مسکن٬بیمارستان و...)آن ترم میباشد.بدین گونه دانشجویان٬ضمن انجام ندادن پروژه های اضافی برای دروس دیگر٬اهمیت و ارتباط این علوم و فنون را با طراحی معماری درمی یابند.اما متاسفانه دانشکده دوبی منحصر به فرد است و دانشکده های دیگر در ایران٬ملزم به رعایت همان سیستم استاندارد و هماهنگی هستند که تا کنون به جز خسرانی جبران ناپذیر٬حاصل دیگری برای معماری ما نداشته است. 

در چنین سیستمی٬دانشجویان تنها درس را برای پاس کردن می خوانند و هنوز ماهی از آغاز ترم جدید نگذشته که دروس ترم قبلی را به فراموشی میسپارند.از طرف دیگر٬اساتید مربوط به این دروس هم برای اینکه ثابت کنند٬دروسی را که تدریس میکنند٬دروس بسیار مهمی است(و در نتیجه آنها((اساتید مربوطه)) هم آدمهای خیلی مهمی هستند!!!)٬ دانشجویان را با انواع تکالیف و پروژه های مختلف زیر فشار میگذارند.بدیهی است که یک دانشجو در طول یک ترم٬ توانایی انجام همه پروژه ها را ندارد.هرچه باشد٬ او انسان است٬تفریحات و مشکلات خاص خودش را در زندگی دارد.پس یا پروژه ها را با کیفیتی پایین انجام می دهد یا به قانون معروف دانشجویان معماری ایران متوسل میشود:

قانون بقای پروژه:پروژه از بین نمی رود٬بلکه از دستی به دست دیگر تحویل میشود.

آش به قدری شور شده است که نه تنها پروژه های نهایی دوره های کارشناسی٬بلکه پایان نامه های دوره ارشد نیز شامل قانون بقای پروژه میشود.ممنوعیت کپی کردن و یا به امانت دادن پایان نامه ها در آرشیو ها وکتابخانه های دانشگاه های دولتی و آزاد نیز دردی را درمان نمیکند.چرا که دانشجویان با رابطه برقرار کردن و کارسازی(چنانکه افتد و دانی)٬ خر خود را از پل میگذرانند و پایان نامه های مورد نیاز را به دست می آورند!!اهرچند که امروزه خود وزارت علوم و فنون و فن آوری٬ با اخذ مبالغی از متقاضیان،هرپایان نامه ای را که بخواهند،به صورتpdf  ،تحویل آنها  می دهد و دیگر نیازی به زحمات فوق الذکر نیست!!! 

۲- بیسوادی یا کم سوادی اساتید معماری:

متاسفانه در گسترش بی رویه رشته های معماری و عمران٬به ناچار نیروی انسانی بزرگی وارد سیستم آموزش معماری گشته اند که تعدادی از آنها فاقد صلاحیت و شایستگی لازم  علمی -فنی و حتی اخلاقی برای این امر خطیر می باشند.حتی عده ای از آنها به خاطر اینکه نتوانسته اند در جامعه حرفه ای٬کار و درآمد ثابتی برای خویش فراهم کنند٬وارد سیستم تدریس دانشگاهی شده اند که شوربختانه این امر نه تنها موجب افت کیفی وحشتناک دانشکده های معماری را ما را فراهم آورده است٬بلکه موجب پایین آمدن جایگاه استاد دانشگاه در میان جامعه و به ویژه دانشجویان معماری گشته است.از طرف دیگر به خاطر نبود سیستم درستی برای جذب و سنجش تواناییهای علمی استادان دانشگاه٬ بسیاری از کسانی که شایستگی واقعی برای انجام تدریس در دانشگاه را دارند٬بیرون گود می مانند.

به هرحال٬ امیدوارم که این وبلاگ بتواند گوشه کمی از این فقر آموزشی را جبران کند و دست کم بتواند با معرفی منابع مناسب٬راهگشای مناسبی برای دانشجویان معماری٬شهرسازی و مرمت ایران باشد.

     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 14:6  توسط شهرام سنجابی  | 

 

Per restauro (dal gotico: stiuryan, riabilitare) si intende qualsiasi intervento mirato a salvaguardare o riportare alle origini, formali e storiche, un'opera (edificio, quadro, manoscritto o altro bene mobile) che, secondo la Carta di Venezia (vedi avanti) costituisca testimonianza di una civiltà particolare, di un'evoluzione significativa o di un avvenimento storico...". La definizione dei principi dell'attività di restauro vede l'Italia protagonista in questo processo. Tra i principali protagonisti del dibattito europeo nell'Ottocento troviamo:

              

  • Eugène-Emmanuel Viollet-Le-Duc (1814-1879);
  • John Ruskin (1819-1900);
  • Camillo Boito (1836-1914);
  • Alois Riegl (1858-1905);
  • Gustavo Giovannoni (1873-1947);
  • Max Dvořák (1874-1921).

               

Immagine:Restoration Parthenon-01.jpg 

Restauro del Partenone

Le Carte del Restauro

Carta d'Atene (1931) è alla base della discussione successiva.

In italia i principali documenti prodotto sono stati:

Carta del restauro italiana (1931),

Istruzioni per il restauro dei monumenti (1938),

The Venice Charter (versione italiana)Carta di Venezia (1964),

Carta del restauro - Ministero della Pubblica Istruzione (1972),

Carta 1987 del Restauro degli oggetti d'Arte e di Cultura.

Il restauro architettonico

In particolare, il restauro architettonico riguarda gli interventi eseguiti su edifici, o parti di essi oppure anche su semplici elementi di essi di interesse storico od artistico.

Talvolta l'intervento di restauro viene chiamato restauro conservativo inteso come operazione necessaria ad arrestare il degrado dell'organismo architettonico o, ancora, alla ricostruzione di parti mancanti e considerate essenziali per la lettura del manufatto o dell'ambiente architettonico (restauro filologico); spesso questo tipo di intervento permette la fruibilità dell'opera con la controllata possibilità di modificare l'operato in base agli sviluppi tecnologici del periodo.

Viene definito da Cesare Brandi come “il momento metodologico del riconoscimento dell’opera d’arte, nella sua consistenza fisica e nella sua duplice polarità estetica e storica, in vista della trasmissione al futuro”.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 14:6  توسط شهرام سنجابی  | 

 

میراث فرهنگی جهانی(GHF) در آلمان

اماکن و بناهای باستانی در آلمان بسیار شناخته شده و حائز اهمیت هستند چرا که این اماکن بخشی از هویت ملی و فرهنگی یک کشور است. در این راستا اخیراْ 29 اثر باستانی در میراث فرهنگی یونسکو به ثبت رسیده است.

 

میراث فرهنگی جهانی

این عنوان تنها به یک ساختمان یا بنا اطلاق نمی شود بلکه در بر گیرنده یک ناحیه و یا یک منطقه است. این مناطق دارای قدمت تاریخی هستند و در آن بناها و اماکن باستانی واقع شده اند که از نظر بعد زمانی بسار دامنه دار هستند. کهنگی و قدمت آنها دلیل بر ناکارآمد بودن آنها نیست، چرا که ممکن است امروزه نیز از آنها همانند زمان گذشته استفاده شود. بعنوان مثال در آلمان معادن راملسبرگ واقع در کوههای هارز در صنعتی شدن بشر ماقبل تاریخ نقش داشته که دامنه زمانی آن به قرن بیستم –چند سال پیش_ در ریخته گری فلزات کشیده شده است.

  

حفظ و مرمت آثار باستانی

هدف اولیه این کار اینست که با احیا و مرمت بناهای تاریخی رونق اقتصادی به این مکان ها ببخشد. البته این کار نیاز به یک برنامه ریزی بلندمدت اقتصادی دارد.

صندوق میراث قرهنگی جهانی بمنظور مرمت و احیای این اماکن باستانشناسان و مرمت گران رابه همراه کارشناسان جهانی به این مناطق می فرستد تا بر چگونگی برنامه ریزی و طراحی این اماکن نظارت کنند. صندوق میراث فرهنگی جهانی دارای استانداردهای بالای بین المللی در امر باستانشناسی و مرمت آثار باستانی است بدین نحو که نه تنها به اکتشافات علمی کمک می کند بلکه موقعیت های اقتصادی و در آمد سازی را مهیا می کند و به ارتقای سطح زندگی مردم کمک می کند.

صندوق میراث فرهنگی اماکن باستانی را شناسایی می کند و سپس به برنامه ریزی و طراحی بازسازی آن می پردازد. پس از برنامه ریزی فرایند اجرای عملی طرح ها را در پیش می گیرد. روند این کار در ذیل ذکر شده است:

-- طراحی و برنامه ریزی پروژه مرمت و بازسازی

-- حفظ و احیای مجدد

-- مساحی و نقشه برداری GIS

-- برنامه ریزی منطقه ای و مطالعات زمین شناسی

-- معماری و نجاری بومی و کاربرد مصالح ساختمانی سنتی

-- مهندسی ساختمان

-- مدیریت پروژه

-- مدیریت برنامه های جهانگردی و توریستی

-- حفاظت از مکان بمنظور جلوگیری از سرقت عتیقه جات

-- تصدی و کارداری این اماکن بعنوان موزه

 

مرمت و بازسازی میراث فرهنگی آسیا

صندوق میراث فرهنگی جهانی در راستای حفاظت از میراث قرهنگی کشورهای در حال توسعه آسیایی و با کمک بازرگانان و متصدیان امور اقتصادی سراسر دنیا و همچنین جامعه آسیایی کالیفرنیای شمالی که متشکل از 400 فیلیپینی می باشد اقدام به شناسایی و سپس مرمت اماکن باستانی و میراث قرهنگی آسیا کرد. در اینجا به دو مورد از پروژه ها اشاره می کنیم :

   

مقبره شاهنشاهی مغول

 در مجموعه جهانگیر، سه مقبره وجود دارد: مقبره جهانگیر امپراطور مغول، همسر وی نورجهان و برادرش آصف خان. مقبره آصف در 10 کیلومتری شهر لاهور واقع شده است که توسط شاه جهان، پسر جهانگیر ساخته شده است.

از محوطه این بنا از سال 1849 هیچگونه حفاظتی صورت نگرفته و در حال تخریب است. نقشه کشی و طراحی این محوطه در حال انجام است. در قسمت غربی آرامگاه جهانگیر، مقبره آصف خان در مقابل صخره ای سرخ، با دو آب انبار در طرفین مقبره، واقع شده است.

این مقبره نمونه ای از مقبره های پساخت است: که از خشت پخته و به سبک بناهای هشت ضلعی و با طاق گنبدی در مرکز بنا شکل ساخته شده است. در هر ضلع این بنا یک ایوان وسیع با درب وپنجره های قوسی شکل وجود دارد. کف بنای مقبره از سنگ های مرمر و کاشی های آبی لاهور سنگ فرش شده و بنای داخلی بدلیل استفاده زیاد از سنگ های مرمر، مرصع کاری و خاتم کاری بسیار معروف است.سقف داخلی گنبد دارای گچبری های تودرتو و زیبایی است. سنگ قبر آصف خان یک سنگ مرمر است که بر روی نوشته هایی از قرآن حک شده است.

 

نتایج حاصله

صندوق میراث فرهنگی جهانی در یافت که مقبره آصف خان در لاهور نیاز به مرمت دارد و این پروژه را دنبال کرد و بعنوان بخشی از پروژه اقدام به بر پایی موزه میراث مغول در سطح جهانی در لاهور کرد. در این موزه شجره نامه معماری مغول را همراه با طرح مدلسازی شده بنا و عکسها و تصاویری که برای توریست هایی که از سراسر دنیا به این محل می آیند جذاب است، نمایش داده می شود.

 

بنای هامپی در هند

نقشه اصلی مرمت و بازسازی: گام اول

صندوق میراث فرهنگی جهانی همگام با موسسه نقشه کشی دهلی نو در سال 2002 در طراحی نقشه اصلی حفاظت، وضع قوانین و اصول بهره برداری از اراضی این مکان، منطقه بندی کردن، اجرای طرح و در اولویت قرار دادن حفظ بنای هامپی پیش قدم شدند.

مشکلی که در سر راه قرار داشت تاسیس یک واحد خدماتی برای حفاظت از محوطه 162 کیلومتری این بنا بود. چرا که سنگ ها و مصالح ساختمانی باستانی این بنا را برای بازسازی بنای مجاور به آن مکان انتقال می دادند و علاوه براین آثار باستانی این مکان از طریق جاده جدیدی که تازه ساخته شده بود به سرقت می رفت. نقشه اصلی بر مبنای طراحی راه ارتباطی بود که محدوده بنا را در بر گیرد و از محوطه بنا حفاظت کند.

   

ازدحام جمعیت شهری

مرمت میراث فرهنگی هامپی به بازسازی 58 مجسمه، بنا و لوح یادبود از مجموع 550 بنای و مجسمه منحصر می شود. چراکه در امتداد توسعه کشاورزی، صنعت و جذب توریست، این منطقه با ازدحام جمعیت مواجه شده و به دلیل آلودگی های حاصله طبیعت و اماکن فرهنگی و باستانی ویجایاناگار در معرض تخریب قرار گرفته است. بدین ترتیب آلودگی، سرقت اشیای باستانی، استخراج بی رویه سنگ های باستانی و عدم محافظت کامل از این بنای تاریخی کار مرمت را با مشکل مواجه کرده است.

 

نتایج حاصله

بانکداری و صندوق میراث فرهنگی جهانی طی برنامه سال 2003 دولتمردان و اسپانسرهای خصوصی را گرد هم آورد تا به ارائه راه حل های موجود بپردازد. که نتیجه آن ساخت یک جاده ارتباطی طی یک برنامه بلند مدت و در ارجحیت قرار دادن حفاظت از بنا و وضع قوانین استفاده از اراضی و مقررات شهری _بمنظور توسعه شهری و توریستی_ می باشد. در همین راستا پروژه تاسیس موسسه خدماتی برای خفاظت از محوطه و اجرای قوانین در دست اجرا می باشد. صندوق میراث فرهنگی جهانی این فرصت را دارد که بنای هامپی را با بهره گیری از یک برنامه ریزی بلند مدت و مدیریت برنامه های جذب توریست به یک میراث فرهنگی جهانی تبدیل کند.

منبع: وبلاگ شاهدیه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 11:52  توسط شهرام سنجابی  | 

 

 

 

 

معرفی کتاب

 

در زمینه طراحی معماری:

 

1- اندیشه و تدبیر در طراحی معماری،جوفری اچ بیکر،ترجمه سیروس بزرگ گرایلی،انتشارات اهورا

 

2- تجزیه و تحلیل ونقد شاهکارهای معماری جهان،مایکل پاوز،ترجمه سعید آقایی و محمود مدنی،انتشارات محیا.

 

3- تفکر ترسیمی برای معماران و طراحان،پل لازیو،ترجمه سعید آقایی و محمود مدنی،انتشارات هنر و معماری.

 

در زمینه ترسیم فنی:

رسم فنی و نقشه کشی ساختمان،مهندس سعید سعیدی پور،انتشارات آذرباد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 11:9  توسط شهرام سنجابی  | 

از زمانی که تندباد تجدد بر این سرزمین و معماری آن وزیده است،بوده اند

 

معماران بسیاری که تلاش کرده اند تا معماری کهن این سرزمین را با آموزه های

 

نوین معماری جهان که از جهان غرب زیر نام معماری مدرن به سوی جهان سوم

 

و ازآن جمله ایران سرازیر بود،آشتی دهند. در میان نام این معماران،کامران دیبا

 

نام آشنایی است. کارهای به جا مانده از او بسیار نیستند، اما کارهایی هستند ماندنی

 

و دوست داشتنی.چنان که بعضی از آنها چون موزه هنرهای معاصر در تهران  را

 

شاهکار معماری معاصر ایران دانسته اند و شهرک شوشتر وی،برنده جایزه

 

معماری آقاخان شد. دیبا با الگوبرداری از مدلهای زندگی سرمایه داری غرب

 

مخالف بود و می کوشید پیوندی میان مدرنیسم و سنتهای ایرانی برقرار کند. او در

 

کتاب"معماری اسلامی چیست؟" دیدگاه خود را در این زمینه توضیح می دهد.به

 

اعتقاد او معماری و شهرسازی نیویورک وهنگ کنگ نمی توانستند و نمی توانند

 

الگوی معماری و شهرسازی ایرانی قرار گیرند.چرا که وسعت سرزمین،مناسبات

 

اجتماعی و رابطه ایرانی با خاک و آسمان خویش، چنین الگوبرداری را بر نمی

 

تابد.

به هر روی، دیبا اوج تلاش معماران ایرانی برای پیوندی میان نوگرایی و معماری

 

ایرانی است.پس از وی،اندک تلاشهای موجود برای باززنده سازی معماری ایران

 

با روی دادن جنگ نیز بازایستاد و تنها اثر در خور توجه در این زمینه ،طراحی

 

مرکز سینمایی دزفول توسط فرهاد احمدی(استاد طراحی کنونی دانشگاه شهید

 

بهشتی) است که در دهه 60 خورشیدی به سرانجام رسید و پس از آن چه در دهه 70

 

 و چه دردهه 80، معماران ایرانی، کپی برداران ناتوانی از کارهای درجه دوم و

 

سوم معماری اروپا و آمریکا بوده اند و معماری ما در این دوران را به تعبیر استاد

 

ارجمند،دکتر وحید قبادیان"معماری کارت پستالی" باید نامید.معماری زشتی که از

 

اواخر دوران ناصرالدین شاه آغاز وتا کنون با قدرت و ذلت تمام!!! ادامه دارد.

 

دوستانی که می خواهند در مورد دیبا و کارهای وی و نیز معماری نوین ایرانی و

 

نیز معماری کنونی کشورهای اسلامی بیشتر بدانند، به منابع زیر مراجعه کنند:

 

1- مجله معمار شماره 10،پاییز79.(معرفی جامعی از کارهای انجام شده توسط کامران دیبا در ایران).

2- فصلنامه آبادی،شماره 37، زمستان 81.

3-فصلنامه آبادی،شماره 46و47، بهار و تابستان 1384.

4- مجله معماری و فرهنگ، شماره 25(نگاه کنید به "چگونگی بازتاب نشانه شناسی سنتی در معماری معاصر" نوشته دکتر حسین سلطان زاده).

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 10:39  توسط شهرام سنجابی  |